tryst

[ایالات متحده]/trɪst/
[بریتانیا]/traɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دیدار یا توافق بین عاشقان برای ملاقات در یک مکان و زمان خاص، به ویژه به صورت مخفی.
vt. ترتیب دادن یک ملاقات یا توافق برای ملاقات به صورت مخفی با کسی.
vi. داشتن یک ملاقات یا توافق برای ملاقات به صورت مخفی.

جملات نمونه

It has been said that art is a tryst, for in the joy of it maker and beholder meet.

گفته شده است که هنر یک قرار ملاقات است، زیرا در شادی سازنده و تماشاچی با هم ملاقات می‌کنند.

Stations have often served as trysting places, as in Brief Encounter, and there are echoes perhaps of Rowling's own parents too.

ایستگاه‌ها اغلب به عنوان مکان‌های قرار ملاقات استفاده شده‌اند، مانند فیلم Brief Encounter، و شاید پژواک‌هایی از والدین خود رولینگ نیز وجود دارد.

They arranged a secret tryst in the park at midnight.

آنها یک قرار ملاقات مخفیانه در پارک در نیمه‌شب ترتیب دادند.

The lovers met at their usual trysting spot by the river.

عاشقان در محل قرار ملاقات معمول خود کنار رودخانه با هم ملاقات کردند.

She couldn't make it to their tryst because of an unexpected meeting.

به دلیل یک جلسه غیرمنتظره، او نتوانست در قرار ملاقات آنها شرکت کند.

Their tryst was discovered by a nosy neighbor who spread rumors.

قرار ملاقات آنها توسط یک همسایه کنجکاو که شایعاتی را پخش کرد، کشف شد.

The tryst between the two politicians was kept strictly confidential.

قرار ملاقات بین دو سیاستمدار به شدت محرمانه بود.

He suggested a tryst at the café for a casual chat.

او پیشنهاد کرد که قرار ملاقاتی در کافه برای گپ و گفت دوستانه داشته باشند.

The tryst between the spy and the informant was a crucial exchange of information.

قرار ملاقات بین جاسوس و اطلاع‌رسان یک تبادل اطلاعات حیاتی بود.

They had a romantic tryst under the starlit sky.

آنها یک قرار ملاقات عاشقانه زیر آسمان پر ستاره داشتند.

The tryst ended abruptly when they were caught by security guards.

قرار ملاقات آنها به طور ناگهانی به پایان رسید زمانی که توسط نگهبانان امنیتی دستگیر شدند.

She regretted agreeing to the tryst as soon as she saw him.

همین که او را دید، پشیمان شد که با قرار ملاقات موافقت کرد.

نمونه‌های واقعی

Did our little tryst turn your stomach into knots?

آیا قرار ملاقات کوتاه ما معده شما را به هم ریخت؟

منبع: American Horror Story: Season 2

It's a rendezvous for dinosaurian trysts, a rendezvous for lovebirds.

این یک قرار ملاقات برای قرار ملاقات های دایناسوری است، یک قرار ملاقات برای پرندگان عاشق.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

He didn't kill your old partners because of some tryst; he killed them because he was your new partner.

او شرکای قدیمی شما را به دلیل قرار ملاقاتی با او نکشت، او آنها را به این دلیل که شریک جدید شما بود، کشت.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

I was disappointed but not alarmed, for so many things could happen to either of us to prevent out keeping our tryst.

من ناامید بودم اما نگران نبودم، زیرا بسیاری از اتفاقاتی که می‌توانست برای هر دوی ما بیفتد، از ملاقات ما جلوگیری می‌کرد.

منبع: Reciting beautiful English prose for you.

So; she hies to her tryst, for this is the land of the Vaishnava Poets.

بنابراین؛ او به قرار ملاقات خود می‌رود، زیرا این سرزمین شاعران ویشنو است.

منبع: Family and the World (Part 1)

I bet you're on your way to some scandalous tryst.

حدس می‌زنم شما در راه قرار ملاقاتی رسوا هستید.

منبع: The Scorpion Maid Season 2

It was not the place which she would have chosen for a tryst such as she hoped this one would be.

این جایی نبود که او برای قرار ملاقاتی مانند قرار ملاقاتی که امیدوار بود، انتخاب می‌کرد.

منبع: Gone with the Wind

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید