turnoff

[ایالات متحده]/'tɜːnɒf/
[بریتانیا]/'tɝnɔf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مسیر جایگزین؛ راهی برای اجتناب از چیزی

جملات نمونه

And the paper picks out the best kind of combinability collocation imposing the research of the distill rate, damnification rate, contain shag and contain mixed of turnoff cashmere.

و مقاله بهترین نوع collocation قابل ترکیب را شناسایی می کند و تحقیقات مربوط به نرخ تقطیر، نرخ آسیب، محتوای shag و محتوای مخلوط کشمیر خاموش را تحمیل می کند.

The dirty dishes in the sink are a major turnoff.

ظروف کثیف در سینک یک عامل بسیار زننده است.

Being rude to others is a big turnoff for me.

بی‌ادبی با دیگران برای من بسیار زننده است.

A lack of ambition can be a turnoff in a romantic partner.

نبودن جاه‌طلبی می‌تواند در یک شریک عاشقانه زننده باشد.

Poor hygiene is a major turnoff in a potential roommate.

بهداشت ضعیف در یک هم‌اتاق‌زاده احتمالی یک عامل بسیار زننده است.

Constant negativity can be a real turnoff in a friendship.

منفی‌گرایی مداوم می‌تواند در یک دوستی واقعاً زننده باشد.

A messy living space is a turnoff for many potential buyers.

فضای زندگی نامرتب برای بسیاری از خریداران احتمالی زننده است.

Lack of communication is a common turnoff in relationships.

عدم ارتباط یک عامل زننده رایج در روابط است.

Arrogance is a major turnoff in a job interview.

غرور یک عامل بسیار زننده در یک مصاحبه شغلی است.

Apathy towards social issues can be a turnoff for socially conscious individuals.

بی‌تفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی می‌تواند برای افراد آگاه به مسائل اجتماعی زننده باشد.

Being late all the time is a turnoff for punctual people.

همیشه دیر رسیدن برای افراد منظم زننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید