un

[ایالات متحده]/ʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

pron. مرد، چیز
n. ناشناخته، شخص شناسایی نشده

عبارات و ترکیب‌ها

unhappy

ناشاد

undo

لغو کردن

unfair

غیرمنصفانه

unstable

ناپایدار

unplug

برداشتن از برق

uncertainty

نااحتمال

unwind

آرامش

uncover

کشف کردن

جملات نمونه

unhappy with the results

ناراضى از نتایج

unable to attend the meeting

ناتوان از حضور در جلسه

uncertain about the future

غيرمطمئن در مورد آينده

uncomfortable in social situations

احساس ناراحتی در موقعیت‌های اجتماعی

unsuccessful in his efforts

در تلاش‌هایش ناموفق

unfamiliar with the new technology

آشنا نبودن با فناوری جدید

unprepared for the exam

آماده نبودن برای امتحان

unhappy with the service

ناراضى از خدمات

unwilling to compromise on their beliefs

تمایل نداشتن به مصالحه در مورد باورها

نمونه‌های واقعی

We use it with 'a'-a wrong 'un. Like that. A wrong 'un.

ما از آن با 'a' استفاده می کنیم - یک 'un' اشتباه. مثل همین. یک 'un' اشتباه.

منبع: BBC Authentic English

Sento un affetto " Sento un affetto" -- how would you translate, I guess we have a translator.

من یک علاقه احساس می کنم "من یک علاقه احساس می کنم" - چطور ترجمه می کنید، حدس می زنم ما یک مترجم داریم.

منبع: Listening to Music (Video Version)

" Yeah. There's no Vernon Dudley un 'ere, Greyback."

" بله. هیچ ورنون دادلی اینجا وجود ندارد، گری بک."

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

So yes, half of twentysomethings are un- or under-employed.

بنابراین بله، نیمی از جوانان بی کار یا زیر شاغل هستند.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

And that is a lot of " un" words.

و این تعداد زیادی از کلمات " un" است.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

I agree with them. Ties are un-American.

من با آنها موافقم. کروات ها غیر آمریکایی هستند.

منبع: Modern Family Season 6

But the Psammead was very cross and un helpful.

اما پسامید بسیار عصبانی و غیر مفید بود.

منبع: Five Children and It

The toolbox was what we called a big' un.

جعبه ابزار همان چیزی بود که ما آن را یک 'بزرگ' می نامیدیم.

منبع: Stephen King on Writing

Or really, we feel the un-heat, because cold can never move into something, it's heat flowing out.

یا واقعاً، ما احساس گرما را می کنیم، زیرا سرما هرگز نمی تواند وارد چیزی شود، گرمای خروجی است.

منبع: PBS Fun Science Popularization

We've set up Headquarters somewhere un-detectable.

ما یک مقر را در جایی غیر قابل تشخیص راه اندازی کرده ایم.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید