non

[ایالات متحده]/nɔn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. نه
n. شخصی که علیه چیزی رأی می‌دهد، رأی منفی

عبارات و ترکیب‌ها

nonetheless

با این وجود

nonstop

بی وقفه

nonsense

غیرمنطقی

nonprofit

غیرانتفاعی

nonchalant

بی‌تفاوت

nonconformist

غیرمتعارف

nonverbal

غیرکلامی

nonrenewable

غیرقابل تجدید

non linear

غیرخطی

non uniform

ناهموار

sine qua non

شرط لازم

non grata

نافازگار

persona non grata

شخص ناپسند

non destructive testing

آزمایش غیرمخرب

non troppo

خیلی زیاد نه

non verbal

غیرکلامی

non corrosive

غیر خورنده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید