without

[ایالات متحده]/wɪð'aʊt/
[بریتانیا]/wɪ'θaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. کمبود; خارج از; فراتر از
adv. در بیرون; فضای باز
n. خارجی; بیرون

عبارات و ترکیب‌ها

without delay

بدون تاخیر

without hesitation

بدون معطلی

without fail

بدون شک

without question

بدون سوال

without warning

بدون هشدار

without permission

بدون اجازه

without exception

بدون استثنا

do without

بدون کردن

go without

بدون کردن

جملات نمونه

a war without end.

جنگ بی پایان

without let or hindrance

بدون هیچ مانع یا وقفه

a speech without pertinence

سخنرانی بدون ارتباط

a man without a philosophy

مردی بدون فلسفه

without the sanction of the author

بدون اجازه نویسنده

wait without the door

منتظر بدون در بودن

within and without the Party

درون و بیرون حزب

a man without pretence

مردی بدون ادعا

without a suspicion of humour

بدون هیچ ردی از شوخ طبعی

a plan without substance.

یک طرح بدون محتوا.

a family without a car.

خانواده ای بدون ماشین

without food and drink

بدون غذا و نوشیدنی

without precedent in history

بدون سابقه در تاریخ

to work without recompense

برای کار کردن بدون جبران

without a shadow of doubt

بدون هیچ شک و تردیدی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید