counter

[ایالات متحده]/ˈkaʊntə(r)/
[بریتانیا]/ˈkaʊntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میز بلند با سطح کار
vt. & vi. مخالفت کردن یا رد کردن
adv. در جهت مخالف، در مخالفت.

عبارات و ترکیب‌ها

cash counter

شمارنده وجه نقد

countertop

سطح پیشخوان

counterfeit money

پول تقلبی

counter service

خدمات پیشخوان

over the counter

بدون نسخه

ticket counter

باجه بلیط

counter measure

اقدام متقابل

particle counter

شمارنده ذرات

counter attack

ضد حمله

under the counter

زیر پیشخوان

service counter

پیشخوان خدمات

counter current

جریان مخالف

check-in counter

کانتر ورود

counter top

سطح پیشخوان

counter flow

جریان مخالف

counter party

طرف مقابل

counter offer

پیشنهاد متقابل

counter trade

معاوضه

program counter

شمارنده برنامه

counter pressure

فشار مخالف

counter sample

نمونه مقایسه‌ای

bar counter

پیشخوان بار

electronic counter

شمارنده الکترونیکی

frequency counter

شمارنده فرکانس

جملات نمونه

a counter-attack in revenge

یک ضد حمله انتقام‌جویانه

he countered with a left hook.

او با یک ضرب چپ پاسخ داد.

the counter is initialized to one.

شمارنده روی یک مقداردهی اولیه شده است.

switch over to the counter offensive

به ضد حمله تغییر دهید

a takeout counter; takeout containers.

کانتر بیرون‌بر؛ ظروف بیرون‌بر.

to attempt to counter one's machination

برای تلاش برای مقابله با نقشه‌برداری کسی

This counter is closed now.

این شمارنده اکنون بسته است.

Our theory countered his.

تئوری ما با آن مقابله کرد.

the counter is closed on Saturdays and Sundays.

این شمارنده در روزهای شنبه و یکشنبه بسته است.

a counter was placed athwart the entrance.

یک وسیله شمارشی در مقابل ورودی قرار داده شد.

zero the counter when the tape has rewound.

هنگامی که نوار به عقب باز شده است، شمارنده را به صفر برسانید.

نمونه‌های واقعی

She was then a refreshing counter to the mainstream.

او در آن زمان در برابر جریان اصلی، یک عامل نوآورانه و دلپذیر بود.

منبع: BBC Listening Compilation June 2016

Countering alternative realities with facts is hard.

مقابله با واقعیت‌های جایگزین با استفاده از حقایق دشوار است.

منبع: Newsweek

Republicans offered a counter plan this week.

جمهوری‌خواهان این هفته یک طرح مقابله‌ای ارائه کردند.

منبع: CNN Selected December 2012 Collection

He wiped the counters and the stove.

او پیشخوان‌ها و اجاق گاز را تمیز کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Colorado is going to counter that.

کلرادو قصد دارد با آن مقابله کند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

A study found racial bias lessened after subliminal exposure to counter stereotypes.

یک مطالعه نشان داد که پس از قرار گرفتن در معرض ناخودآگاهانه، تبعیض نژادی پس از مقابله با کلیشه‌ها کاهش می‌یابد.

منبع: Asap SCIENCE Selection

In order to counter this, rebuilding social capital is paramount.

برای مقابله با این موضوع، بازسازی سرمایه اجتماعی بسیار مهم است.

منبع: BBC Listening Compilation May 2014

Is this the right counter to check in for this flight?

آیا این پیشخوان مناسب برای چک‌این این پرواز است؟

منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel Section

He is expected to discuss regional strategy to counter Iranian influence.

پیش‌بینی می‌شود که او در مورد استراتژی منطقه‌ای برای مقابله با نفوذ ایران صحبت کند.

منبع: BBC Listening May 2018 Compilation

Please go check at the ticket counter.

لطفاً برای بررسی بلیط به پیشخوان مراجعه کنید.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید