up against
در برابر
go against
مخالف بودن
over against
در برابر
as against
در برابر
back against
پشت به
an antidote against inflation.
درمانی در برابر تورم.
fend against the cold.
مقابله با سرما.
the fight against crime.
مبارزه با جرم و جنایت.
the battle against ageing.
نبرد با پیری.
discrimination against homosexuals.
تبعیض علیه همجنسگراها.
a hedge against inflation.
محافظتی در برابر تورم.
the struggle against imperialism.
مبارزه با امپریالیسم.
a win against France.
پیروزی بر فرانسه.
march against the enemy
راهپیمایی علیه دشمن.
plot against a person
توطئه علیه یک شخص.
rule against a motion
رد یک پیشنهاد.
be proof against flattery
در برابر چاپلوسی مصون باشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید