against

[ایالات متحده]/ə'genst/
[بریتانیا]/ə'ɡɛnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. در مخالفت با، در نقض؛ نزدیک به؛ وابسته به؛ آماده بودن برای
adj. مخالف؛ نامساعد

عبارات و ترکیب‌ها

up against

در برابر

go against

مخالف بودن

over against

در برابر

as against

در برابر

back against

پشت به

جملات نمونه

an antidote against inflation.

درمانی در برابر تورم.

fend against the cold.

مقابله با سرما.

the fight against crime.

مبارزه با جرم و جنایت.

the battle against ageing.

نبرد با پیری.

discrimination against homosexuals.

تبعیض علیه همجنس‌گراها.

a hedge against inflation.

محافظتی در برابر تورم.

the struggle against imperialism.

مبارزه با امپریالیسم.

a win against France.

پیروزی بر فرانسه.

march against the enemy

راهپیمایی علیه دشمن.

plot against a person

توطئه علیه یک شخص.

rule against a motion

رد یک پیشنهاد.

be proof against flattery

در برابر چاپلوسی مصون باشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید