underplaying

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈpleɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈpleɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر از آنچه که واقعاً هست مهم جلوه دادن؛ به گونه‌ای عمل کردن که تمام توانایی‌های شخص به طور کامل نمایش داده نشود؛ نقشی را به طور ناکافی ایفا کردن؛ در نشان دادن قدرت محتاط بودن

عبارات و ترکیب‌ها

underplaying risks

کاهش اهمیت ریسک‌ها

underplaying talent

نادیده گرفتن استعداد

underplaying importance

نادیده گرفتن اهمیت

underplaying strengths

نادیده گرفتن نقاط قوت

underplaying challenges

نادیده گرفتن چالش‌ها

underplaying achievements

نادیده گرفتن دستاوردها

underplaying issues

نادیده گرفتن مسائل

underplaying efforts

نادیده گرفتن تلاش‌ها

underplaying emotions

نادیده گرفتن احساسات

underplaying impact

نادیده گرفتن تاثیر

جملات نمونه

he is underplaying the importance of this project.

او اهمیت این پروژه را دست کم می‌گیرد.

she tends to underplay her achievements.

او معمولاً دستاورد های خود را دست کم می‌گیرد.

by underplaying the risks, he misled the team.

با دست کم گرفتن خطرات، او تیم را گمراه کرد.

they are underplaying the impact of climate change.

آنها تأثیر تغییرات آب و هوا را دست کم می‌گیرند.

underplaying his role, he avoided the spotlight.

با دست کم گرفتن نقش خود، او از توجه دور ماند.

she was underplaying her feelings about the situation.

او احساسات خود در مورد وضعیت را دست کم می‌گرفت.

underplaying the competition can be a mistake.

دست کم گرفتن رقابت می‌تواند اشتباهی باشد.

he is underplaying the challenges we face.

او چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم را دست کم می‌گیرد.

underplaying the benefits of teamwork can hinder progress.

دست کم گرفتن مزایای کار گروهی می‌تواند پیشرفت را مختل کند.

she was accused of underplaying the seriousness of the issue.

او به دست کم گرفتن اهمیت موضوع متهم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید