downplaying risks
کاهش اهمیت ریسکها
downplaying issues
کاهش اهمیت مسائل
downplaying concerns
کاهش اهمیت نگرانیها
downplaying importance
کاهش اهمیت
downplaying achievements
کاهش اهمیت دستاوردها
downplaying impact
کاهش اهمیت تاثیر
downplaying challenges
کاهش اهمیت چالشها
downplaying performance
کاهش اهمیت عملکرد
downplaying faults
کاهش اهمیت نقصها
downplaying negativity
کاهش اهمیت منفیگرایی
the politician is downplaying the impact of the new policy.
سیاستمدار در حال کماهمیت جلوه دادن تأثیر سیاست جدید است.
she is downplaying her achievements in the project.
او دستاوردهای خود در پروژه را کماهمیت جلوه میدهد.
despite the evidence, he keeps downplaying the risks involved.
با وجود شواهد، او همچنان خطرات احتمالی را کماهمیت جلوه میدهد.
the company is downplaying the recent product failures.
شرکت شکستهای اخیر محصول را کماهمیت جلوه میدهد.
he was downplaying his role in the team's success.
او نقش خود را در موفقیت تیم کماهمیت جلوه میداد.
the media is downplaying the severity of the situation.
رسانهها شدت وضعیت را کماهمیت جلوه میدهد.
they are downplaying the significance of the research findings.
آنها اهمیت یافتههای تحقیقاتی را کماهمیت جلوه میدهند.
she accused him of downplaying her concerns.
او او را به کماهمیت جلوه دادن نگرانیهایش متهم کرد.
downplaying the consequences won't solve the problem.
کماهمیت جلوه دادن عواقب مشکل را حل نخواهد کرد.
he has a habit of downplaying his health issues.
او عادت دارد مشکلات سلامتی خود را کماهمیت جلوه دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید