exaggerating

[ایالات متحده]/ɪɡˈzædʒ.ə.reɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ɪɡˈzædʒ.ə.reɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بزرگتر، بهتر یا بدتر از آنچه که واقعاً هست به نظر آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

exaggerating things

بزرگ‌نمایی کردن مسائل

exaggerating claims

بزرگ‌نمایی کردن ادعاها

exaggerating stories

بزرگ‌نمایی کردن داستان‌ها

exaggerating details

بزرگ‌نمایی کردن جزئیات

exaggerating emotions

بزرگ‌نمایی کردن احساسات

exaggerating problems

بزرگ‌نمایی کردن مشکلات

exaggerating risks

بزرگ‌نمایی کردن خطرات

exaggerating achievements

بزرگ‌نمایی کردن دستاوردها

exaggerating effects

بزرگ‌نمایی کردن اثرات

exaggerating opinions

بزرگ‌نمایی کردن نظرات

جملات نمونه

she is exaggerating the difficulties of the project.

او در حال اغراق در مورد سختی‌های پروژه است.

he has a tendency to exaggerating his achievements.

او تمایلی به اغراق در مورد دستاوردهای خود دارد.

don't start exaggerating the situation; it's not that bad.

حالا شروع به اغراق در مورد وضعیت نکنید؛ آنقدرها هم بد نیست.

exaggerating the truth can lead to misunderstandings.

اغراق در مورد حقیقت می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she was exaggerating when she said she ran a marathon.

وقتی گفت دویده است مسافت طولانی، اغراق می‌کرد.

his stories are always exaggerating the events.

داستان‌های او همیشه وقایع را اغراق‌آمیز نشان می‌دهند.

exaggerating the benefits can mislead consumers.

اغراق در مورد مزایا می‌تواند مصرف‌کنندگان را گمراه کند.

he was just exaggerating to make his point.

او فقط برای تأکید بر حرفش اغراق می‌کرد.

exaggerating your skills in a resume is not advisable.

اغراق در مورد مهارت‌های خود در یک رزومه توصیه نمی‌شود.

she was caught exaggerating her role in the project.

او در حال اغراق در مورد نقش خود در پروژه دستگیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید