unexplained

[ایالات متحده]/ʌnɪk'spleɪnd/
[بریتانیا]/ˌʌnɪk'splend/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامشخص، موجب سردرگمی

جملات نمونه

an unexplained occurrence that baffled everyone.

واقعه‌ای غیرقابل توضیحی که باعث حیرت همه شد.

cot death is still an unexplained phenomenon.

مرگ نوزاد در تخت هنوز یک پدیده غیرقابل توضیح است.

His unexplained absences fed our suspicions.

غیبت‌های غیرقابل توضیح او باعث تقویت شک و شبهه‌های ما شد.

The unexplained phenomenon left scientists puzzled.

این پدیده غیرقابل توضیح دانشمندان را متحیر کرد.

She felt a sense of unease due to the unexplained noises in the house.

به دلیل صداهای غیرقابل توضیح در خانه، احساس ناراحتی کرد.

The detective was determined to solve the unexplained disappearance of the girl.

مامور پلیس مصمم بود راز ناپدید شدن غیرقابل توضیح دختر را کشف کند.

The unexplained power outage affected the entire neighborhood.

قطعی برق غیرقابل توضیح کل محله را تحت تاثیر قرار داد.

They were startled by the unexplained shadow that moved across the room.

آنها با سایه‌ای غیرقابل توضیح که از میان اتاق حرکت کرد، شوکه شدند.

The unexplained illness baffled doctors for weeks.

بیماری غیرقابل توضیح پزشکان را به مدت چند هفته گیج کرد.

The unexplained marks on the wall raised suspicions of foul play.

علامت‌های غیرقابل توضیح روی دیوار، شک به دستکاری را برانگیخت.

An unexplained sense of dread washed over her as she entered the abandoned house.

با ورود به خانه متروکه، احساس ترس غیرقابل توضیحی وجود داشت.

The unexplained disappearance of the treasure sparked rumors of a curse.

ناپدید شدن غیرقابل توضیح گنج، شایعاتی در مورد نفرین را به راه انداخت.

The unexplained behavior of the animal suggested it was under distress.

رفتار غیرقابل توضیح حیوان نشان می‌داد که در حال رنج است.

نمونه‌های واقعی

Such cases of unexplained hepatitis are not new.

موارد چنین نوع هپاتیت غیرقابل توضیح جدید نیستند.

منبع: The Economist - Technology

Who for some unexplained reason, was nicknamed Goofy.

کی که به دلایلی غیرقابل توضیح، با نام مستعار گوفی شناخته می شد.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

It causes fever, weakness, vomiting and unexplained bleeding.

تب، ضعف، استفراغ و خونریزی غیرقابل توضیح را ایجاد می کند.

منبع: CNN Listening Compilation January 2019

However, the attacks remain largely unexplained.

با این حال، حملات عمدتاً غیرقابل توضیح باقی می مانند.

منبع: VOA Special January 2023 Collection

Uh, it's still an unexplained death right now.

اممم، هنوز یک مرگ غیرقابل توضیح است.

منبع: English little tyrant

But that unexplained little act of friendliness was all that I needed.

اما آن عمل کوچک و غیرقابل توضیح دوستی همه چیزهایی بود که نیاز داشتم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

All those mythical vanishings happened under unknown and unexplained circumstances.

تمام ناپدید شدن های افسانه ای تحت شرایط ناشناخته و غیرقابل توضیح رخ داد.

منبع: Smart Life Encyclopedia

The same unexplained ailment affected a number of Americans in Cuba last year.

همان بیماری غیرقابل توضیح بر تعدادی از آمریکایی ها در کوبا در سال گذشته تأثیر گذاشت.

منبع: PBS English News

The suspension came after a patient in the study had " unexplained illness" .

تعلیق پس از این که یک بیمار در مطالعه دچار "بیماری غیرقابل توضیح" شد، رخ داد.

منبع: VOA Special English Health

They had 28 samples from children in the Netherlands with unexplained respiratory infections.

آنها 28 نمونه از کودکان در هلند با عفونت های تنفسی غیرقابل توضیح داشتند.

منبع: CNN Reading Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید