baffling

[ایالات متحده]/'bæf(ə)lɪŋ/
[بریتانیا]/'bæflɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گیج کننده; مانع; ناامید کننده; در حال تغییر
v. گیج کردن; ناامید کردن.

جملات نمونه

The baffling puzzle left everyone scratching their heads.

این معمای گیج‌کننده باعث شد همه سر خود را بخرند.

Her baffling behavior made me question her motives.

رفتار گیج‌کننده او باعث شد انگیزه‌هایش را زیر سوال ببرم.

The baffling disappearance of the key has caused chaos in the office.

ناپدید شدن مرموزانه کلید باعث هرج و مرج در دفتر شده است.

The baffling decision to cancel the event left many disappointed.

تصمیم گیج‌کننده برای لغو رویداد باعث ناامیدی بسیاری شد.

His baffling remarks during the meeting confused everyone present.

اظهارات گیج‌کننده او در طول جلسه باعث سردرگمی همه حاضرین شد.

The baffling instructions on the package made it difficult to assemble the furniture.

دستورالعمل‌های گیج‌کننده روی بسته‌بندی باعث شد مونتاژ مبلمان دشوار شود.

The baffling expression on her face hinted at underlying emotions.

عبارت گیج‌کننده روی چهره‌اش به احساسات پنهان اشاره داشت.

The baffling twists in the plot kept the audience on the edge of their seats.

پیچش‌های گیج‌کننده داستان باعث شد مخاطبان در لبه صندلی‌های خود بنشینند.

His baffling disappearance raised suspicions among his colleagues.

ناپدید شدن مرموزانه او باعث ایجاد سوءظن در بین همکارانش شد.

The baffling nature of the phenomenon stumped the scientists for months.

ماهیت گیج‌کننده پدیده باعث شد دانشمندان برای ماه‌ها گیج شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید