unremember

[ایالات متحده]/ʌn.rɪˈmɛm.bər/
[بریتانیا]/ʌn.rɪˈmɛm.ɚ/

ترجمه

vt. فراموش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unremember the past

فراموش نکن گذشته را

unremember my name

نام من را فراموش نکن

unremember old friends

دوستان قدیمی را فراموش نکن

unremember the details

جزئیات را فراموش نکن

unremember the moment

لحظه را فراموش نکن

unremember the event

واقعه را فراموش نکن

unremember the conversation

گفتگو را فراموش نکن

unremember the experience

تجربه را فراموش نکن

unremember the feelings

احساسات را فراموش نکن

unremember past mistakes

اشتباهات گذشته را فراموش نکن

جملات نمونه

i tend to unremember the names of people i just met.

من معمولاً نام افرادی را که تازه ملاقات کرده ام، فراموش می‌کنم.

sometimes i unremember important dates, like birthdays.

گاهی اوقات تاریخ‌های مهم، مانند تولدها را فراموش می‌کنم.

it's easy to unremember details from a long meeting.

به یاد آوردن جزئیات یک جلسه طولانی آسان نیست.

she tends to unremember the lyrics of her favorite songs.

او معمولاً متن آهنگ‌های مورد علاقه خود را فراموش می‌کند.

he may unremember the instructions given earlier.

شاید او دستورالعمل‌های داده شده قبلی را فراموش کند.

people often unremember their dreams upon waking up.

افراد اغلب رویاهای خود را هنگام بیدار شدن فراموش می‌کنند.

it’s frustrating to unremember the solution to a problem.

فراموش کردن راه حل یک مسئله ناامیدکننده است.

she tries not to unremember the lessons learned from her past.

او سعی می‌کند درس‌هایی را که از گذشته آموخته، فراموش نکند.

sometimes i unremember where i put my keys.

گاهی اوقات فراموش می‌کنم کلیدهایم را کجا گذاشته‌ام.

he often unremembers the names of his favorite authors.

او اغلب نام نویسندگان مورد علاقه خود را فراموش می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید