oblivion

[ایالات متحده]/ə'bliviən/
[بریتانیا]/əˈblɪviən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فراموشی؛ بخشودگی؛ فراموش شدن

عبارات و ترکیب‌ها

fall into oblivion

به فراموشی گراییدن

drift into oblivion

به فراموشی گراییدن

جملات نمونه

oblivion of the past

فراموشی گذشته

oblivion of one's existence

فراموشی وجود خود

oblivion of the world

فراموشی جهان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید