ushers in
وارد کردن
ushers out
خروج دادن
ushers forward
به جلو هدایت کردن
ushers away
دور کردن
ushers through
عبور دادن
ushers along
همراه کردن
ushers into
وارد کردن
ushers back
پس فرستادن
ushers past
عبور از کنار
ushers ahead
به جلو هدایت کردن
the new policy ushers in a period of change.
سیاست جدید دورهای از تغییرات را رقم میزند.
she ushers guests to their seats at the event.
او مهمانان را به سمت صندلیهایشان در رویداد راهنمایی میکند.
the technology ushers us into a new era of communication.
این فناوری ما را به عصر جدیدی از ارتباطات سوق میدهد.
the teacher ushers the students into the classroom.
معلم دانشآموزان را به کلاس درس راهنمایی میکند.
his arrival ushers in a wave of excitement.
ظهور او موجی از هیجان را به وجود میآورد.
the opening ceremony ushers in the festival.
آیین آغازین آغاز کننده جشنواره است.
the guide ushers the tourists through the museum.
راهنما گردشگران را در طول موزه راهنمایی میکند.
they hope the new product ushers in better sales.
آنها امیدوارند محصول جدید فروش بهتری را به ارمغان بیاورد.
the new law ushers in stricter regulations.
قانون جدید مقررات سختگیرانهتری را به وجود میآورد.
she ushers in the new year with a big celebration.
او سال جدید را با جشن بزرگی آغاز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید