vented

[ایالات متحده]/vɛntɪd/
[بریتانیا]/vɛntɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز یا آزاد شده (احساسات، به ویژه خشم)

عبارات و ترکیب‌ها

vented anger

خشم فروکش‌شده

vented frustration

ناامیدی فروکش‌شده

vented steam

بخار تخلیه شده

vented feelings

احساسات تخلیه شده

vented emotions

احساسات تخلیه شده

vented concerns

نگرانی‌های تخلیه شده

vented thoughts

افکار تخلیه شده

vented opinions

نظرات تخلیه شده

vented pressure

فشار تخلیه شده

vented issues

مشکلات تخلیه شده

جملات نمونه

she vented her frustrations to her friend.

او نارضایتی‌های خود را با دوستش در میان گذاشت.

he vented his anger by going for a run.

او خشم خود را با دویدن بیرون ریخت.

they vented their feelings during the group therapy session.

آنها احساسات خود را در طول جلسه مشاوره گروهی بیان کردند.

after the meeting, she vented about the decisions made.

بعد از جلسه، او در مورد تصمیماتی که گرفته شده بود، انتقاد کرد.

he often vents his opinions on social media.

او اغلب نظرات خود را در رسانه های اجتماعی بیان می کند.

she vented her concerns about the project to her boss.

او نگرانی‌های خود در مورد پروژه را با رئیسش در میان گذاشت.

they vented their excitement after winning the game.

آنها هیجان خود را پس از بردن بازی بیان کردند.

he vented his disappointment over the canceled event.

او ناامیدی خود را از لغو رویداد بیان کرد.

she vented her creative energy through painting.

او انرژی خلاقانه خود را از طریق نقاشی بیان کرد.

he vented his stress by playing video games.

او استرس خود را با بازی بازی های ویدیویی بیرون ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید