vented anger
خشم فروکششده
vented frustration
ناامیدی فروکششده
vented steam
بخار تخلیه شده
vented feelings
احساسات تخلیه شده
vented emotions
احساسات تخلیه شده
vented concerns
نگرانیهای تخلیه شده
vented thoughts
افکار تخلیه شده
vented opinions
نظرات تخلیه شده
vented pressure
فشار تخلیه شده
vented issues
مشکلات تخلیه شده
she vented her frustrations to her friend.
او نارضایتیهای خود را با دوستش در میان گذاشت.
he vented his anger by going for a run.
او خشم خود را با دویدن بیرون ریخت.
they vented their feelings during the group therapy session.
آنها احساسات خود را در طول جلسه مشاوره گروهی بیان کردند.
after the meeting, she vented about the decisions made.
بعد از جلسه، او در مورد تصمیماتی که گرفته شده بود، انتقاد کرد.
he often vents his opinions on social media.
او اغلب نظرات خود را در رسانه های اجتماعی بیان می کند.
she vented her concerns about the project to her boss.
او نگرانیهای خود در مورد پروژه را با رئیسش در میان گذاشت.
they vented their excitement after winning the game.
آنها هیجان خود را پس از بردن بازی بیان کردند.
he vented his disappointment over the canceled event.
او ناامیدی خود را از لغو رویداد بیان کرد.
she vented her creative energy through painting.
او انرژی خلاقانه خود را از طریق نقاشی بیان کرد.
he vented his stress by playing video games.
او استرس خود را با بازی بازی های ویدیویی بیرون ریخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید