aired

[ایالات متحده]/[eə(r)d]/
[بریتانیا]/[eərd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته شدۀ air) پخش کردن (برنامه) تلویزیون یا رادیو؛ فضای یک اتاق یا مکان را تهویه کردن؛ خود را به گونه ای بیان کردن، اغلب برای نمایش بیشتر پیچیدگی یا بی‌تفاوتی.

عبارات و ترکیب‌ها

aired last night

شب گذشته پخش شد

airing now

در حال پخش است

aired repeatedly

تکراری پخش شد

newly aired

جدیداً پخش شد

aired exclusively

به صورت انحصاری پخش شد

airing schedule

برنامه پخش

aired on tv

در تلویزیون پخش شد

aired earlier

قبل پخش شد

airing live

پخش زنده

aired version

نسخه پخش شده

جملات نمونه

the documentary aired last night on pbs.

مستند به طور زنده در شب گذشته در پی‌بی‌اس پخش شد.

airing live, the debate was tense and engaging.

در حال پخش زنده، مذاکره کشیده و جذاب بود.

the commercial aired frequently during the game.

تبلیغات در طول بازی به طور مکرر پخش شد.

the show aired a special episode for the anniversary.

نمایش یک قسمت ویژه را برای سالگرد پخش کرد.

news reports aired details of the ongoing investigation.

گزارش‌های خبری جزئیات تحقیقات انجام گرفته را پخش کرد.

the weather forecast aired on the local channel.

پیش‌بینی هواشناسی در کانال محلی پخش شد.

the pilot episode aired to a large audience.

قسمت نمونه به یک مخاطب زیاد پخش شد.

the band's new single aired on the radio.

تک‌آهنگ جدید گروه در رادیو پخش شد.

the public service announcement aired during intermission.

این اعلامیه خدماتی عمومی در میان بازی پخش شد.

the program aired a behind-the-scenes look.

برنامه یک نگاهی به پشت صحنه را پخش کرد.

the interview aired on national television.

این مصاحبه در تلویزیون ملی پخش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید