ward

[ایالات متحده]/wɔːd/
[بریتانیا]/wɔːrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نظارت; دفاع; اتاق بیمارستان
vt. اجتناب کردن; دفاع کردن; محافظت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mental ward

بخش روان

nursery ward

بخش نوزادان

surgical ward

بخش جراحی

pediatric ward

بخش کودکان

intensive care ward

بخش مراقبت‌های ویژه

ward off

دور کردن

isolation ward

بخش ایزولاسیون

medical ward

بخش بستری

maternity ward

بخش زایمان

ward inspection

بازرسی بخش

watch and ward

نگهداری و مراقبت

جملات نمونه

the ward and care of the Crown.

نگهداری و مراقبت از سلطنت

a maternity ward with 30 beds.

بخش زایمان با 30 تخت

ward off an opponent's blows.

از ضربات حریف جلوگیری کردن.

it was his duty to ward the king.

وظیفه‌اش محافظت از شاه بود.

outpatient wards; outpatient facilities.

بخش‌های سرپایی؛ امکانات سرپایی

The ward of the hospital is in the charge of Dr. Green.

بخش بیمارستان تحت مراقبت دکتر گرین است.

She gave me a straightfor-ward answer.

او یک پاسخ مستقیم به من داد.

The interns spent the first month in the internal medical ward and the next month in the srugical ward.

کارآموزان ماه اول را در بخش داخلی بیمارستان و ماه بعد را در بخش جراحی سپری کردند.

A warder appeared at the cell door.

یک نگهبان در مقابل در سلول ظاهر شد.

a wee dram to ward off the winter chill.

یک جرعه کوچک برای دور کردن سرما

it was no good trying to ward things off.

سعی برای دور کردن چیزها بی‌فایده بود.

other children in the ward were immobilized in traction.

کودکان دیگر در بخش در گچ غیرفعال شده بودند.

she put up a hand as if to ward him off.

او دستش را بالا برد انگار که می‌خواست او را دور کند.

warding off evil spirits and acts of witchery.

دور کردن ارواح شیطانی و اعمال جادوگری.

In a maternity ward, the fraternal love gave way to gynarchy.

در بخش زایمان، عشق برادرانه جای خود را به زن‌سالاری داد.

The patients on that ward were subjected to infection.

بیماران آن بخش در معرض خطر ابتلا به عفونت قرار داشتند.

took vitamins to ward off head colds.

ویتامین مصرف کرد تا از سرماجوش جلوگیری کند.

نمونه‌های واقعی

But the door opened, and Dumbledore came sweeping up the ward.

اما در باز شد و دامبلدور با عجله وارد بخش شد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

Fudge came striding up the ward.

فاچ با قدم‌های استوار وارد بخش شد.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

These are the isolation wards of Ellis Island.

اینها بخش‌های ایزوله جزیره الیس هستند.

منبع: CNN Select February 2016 Collection

For them. Let's just dose the whole ward.

برای آنها. بیایید کل بخش را دارو رسانی کنیم.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Governesses used it to train their wards to jump rope.

نگهبانان از آن برای آموزش به شاگردانشان برای پریدن طناب استفاده می‌کردند.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2018 Collection

Agnolo uses fire and smoke to ward off the plague.

آنیولو از آتش و دود برای دور کردن طاعون استفاده می‌کند.

منبع: Humanity: The Story of All of Us

But the pelt of a dead one wards off disease.

اما پوست یک فرد مرده بیماری‌ها را دور می‌کند.

منبع: Lost Girl Season 2

On Tuesday, a shell hit the maternity ward of a hospital.

روز سه‌شنبه، یک گلوله به بخش زایمان یک بیمارستان برخورد کرد.

منبع: BBC World Headlines

In its central corridor, German memory has become a hospital ward.

در راهروی مرکزی آن، خاطرات آلمان به یک بخش بیمارستان تبدیل شده است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

They celebrated it to ward off their fears.

آن را جشن گرفتند تا ترس‌های خود را دور کنند.

منبع: American Horror Story Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید