he weighed
او وزن کرد
she weighed
او وزن کرد
weighed heavily
به شدت وزن کرد
weighed down
تحت فشار
weighed options
گزینهها را وزن کرد
weighed risks
خطرات را وزن کرد
weighed evidence
شواهد را وزن کرد
weighed choices
انتخابها را وزن کرد
weighed thoughts
افکار را وزن کرد
weighed decisions
تصمیمات را وزن کرد
she weighed the pros and cons before making a decision.
او جوانب و معایب را قبل از تصمیمگیری سنجید.
the doctor weighed the patient's symptoms carefully.
پزشک علائم بیمار را با دقت سنجید.
he weighed his options before choosing a career path.
او قبل از انتخاب مسیر شغلی، گزینههای خود را سنجید.
the committee weighed the evidence presented in the case.
کمیته شواهد ارائه شده در پرونده را سنجید.
they weighed the risks involved in the project.
آنها خطرات مرتبط با پروژه را سنجیدند.
she weighed her feelings before confronting him.
او قبل از مواجهه با او، احساسات خود را سنجید.
the teacher weighed the students' performance throughout the term.
معلم عملکرد دانشآموزان را در طول ترم سنجید.
weighing the evidence, he reached a conclusion.
با در نظر گرفتن شواهد، او به نتیجه ای رسید.
the chef weighed the ingredients for the recipe.
آشپز مواد لازم برای دستور العمل را سنجید.
she weighed the impact of her words before speaking.
او قبل از صحبت کردن، تاثیر کلمات خود را سنجید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید