weirdness

[ایالات متحده]/'wiədnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عجیب بودن، سرنوشت

جملات نمونه

Kago is taking the manga comic form and breaking it open into little chunks of weirdness, self-reflexivity, and super-trippy formal experiments.

کاگو در حال گرفتن فرم کمیک مانگا است و آن را به تکه‌های کوچک عجیب و غریب، خودآگاهی و آزمایش‌های فرمی بسیار عجیب و غریب باز می‌کند.

The movie had a certain weirdness that made it intriguing.

فیلم دارای نوعی عجیب و غریب بود که آن را جذاب می کرد.

She embraced her weirdness and stood out from the crowd.

او عجیب و غریب بودنش را پذیرفت و از جمعیت جدا شد.

His weirdness sometimes makes it hard to understand him.

عجیب و غریب بودنش گاهی اوقات درک او را دشوار می کند.

The weirdness of the situation left everyone feeling uneasy.

عجیب و غریب بودن وضعیت باعث شد همه احساس ناراحتی کنند.

The weirdness of the dream lingered in his mind all day.

عجیب و غریب بودن رویای او در طول روز در ذهنش ماندگار بود.

They bonded over their shared weirdness.

آنها بر اساس عجیب و غریب بودن مشترک خود ارتباط برقرار کردند.

The weirdness of the weather patterns this year is concerning.

عجیب و غریب بودن الگوهای آب و هوای امسال نگران کننده است.

She enjoyed the weirdness of the art exhibit.

او از عجیب و غریب بودن نمایشگاه هنری لذت برد.

The weirdness of the old house gave it a mysterious aura.

عجیب و غریب بودن خانه قدیمی به آن حال و هوای مرموزی بخشید.

His weirdness was endearing to those who knew him well.

عجیب و غریب بودنش برای کسانی که او را خوب می شناختند، دوست داشتنی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید