whacking

[ایالات متحده]/'wækɪŋ/
[بریتانیا]/'wækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بسیار بزرگ; شگفت‌انگیز
adv. به شدت; به طرز شگفت‌انگیزی
v. به شدت ضربه زدن
n. شکست

عبارات و ترکیب‌ها

whacking sound

صدای کوبیدن

whacking away

با شدت کوبیدن

جملات نمونه

she poured us two whacking drinks.

او دو لیوان نوشیدنی برای ما ریخت.

His father found him a cushy job in the office, with almost nothing to do and a whacking great salary.

پدرش یک شغل راحت در دفتر برایش پیدا کرد، تقریباً کاری برای انجام دادن نبود و حقوق بسیار خوبی داشت.

He was whacking the weeds in the garden.

او علف‌های هرز را در باغ با شدت می‌زد.

She was whacking the dough to make bread.

او خمیر را برای درست کردن نان با شدت می‌زد.

The chef was whacking the garlic to crush it.

سرآشپز سیر را برای له کردن با شدت می‌زد.

The kids were whacking the piñata at the party.

کودکان در مهمانی پیناتا را با شدت می‌زدند.

He was whacking the golf ball with all his strength.

او با تمام قدرتش توپ گلف را با شدت می‌زد.

She was whacking the rug to get rid of dust.

او فرش را برای از بین بردن گرد و غبار با شدت می‌زد.

The drummer was whacking the drums during the performance.

در طول اجرا، نوازنده درام درام‌ها را با شدت می‌زد.

He was whacking the steering wheel in frustration.

او از سر ناامیدی به شدت فرمان را می‌زد.

The butcher was whacking the meat to tenderize it.

قصاب گوشت را برای نرم کردن با شدت می‌زد.

She was whacking the pillow to fluff it up.

او بالش را برای پف کردن با شدت می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید