be thrashing
در حال کوبیدن
thrashing sound
صدای کوبیدن
receive thrashing
دریافت کوبیدن
children thrashing about in water
کودکان که در آب به این سو و آن سو میرفتند
he lay on the ground thrashing around in pain.
او روی زمین در حالی که به این سو و آن سو میرفت و از درد ناله میکرد، افتاده بود.
chastise a bully by giving him a thrashing;
با كتك زدن، زورگو را تنبیه کنید.
two months of thrashing around on my own have produced nothing.
دو ماه تلاش بیفایده من نتیجهای نداشته است.
After concrete route builds, villager wet goes out to need to wear pluvial shoe no longer, thrashing bleachery does not need to go up again peace Hangzhou highway.
پس از ساخت مسیرهای بتنی، اهالی روستا دیگر نیازی به پوشیدن کفش ضد آب ندارند، کارخانه سفیدکنسازی نیازی ندارد دوباره صلح Hangzhou بزرگراه را بالا ببرد.
The team received a thrashing in the final match.
تیم در بازی نهایی شکست سختی خورد.
He gave the bully a good thrashing.
او به زورگو یک تنبیه خوب داد.
The waves were thrashing against the rocks.
امواج با شدت به صخرهها برخورد میکردند.
The angry mob began thrashing the windows of the building.
گروه خشمگین شروع به شکستن پنجرههای ساختمان کرد.
She was thrashing around in her sleep.
او در خواب به این سو و آن سو میرفت.
The boxer delivered a series of powerful thrashings to his opponent.
بوکسور مجموعهای از ضربات قدرتمند به حریف خود وارد کرد.
The horse was thrashing its tail in annoyance.
اسب درحالی که از دست خود عصبانی بود، دم خود را به این سو و آن سو میکرد.
The storm thrashed the coastline with strong winds and heavy rain.
طوفان با وزش بادهای شدید و بارش باران سنگین، خط ساحلی را درهم کوبید.
The teacher caught the student thrashing a classmate and intervened immediately.
معلم دانشآموزی را که همکلاسی خود را کتک میزد، دید و بلافاصله مداخله کرد.
The farmer thrashed the wheat to separate the grain from the chaff.
کشاورز گندم را داس کرد تا دانه را از کاه جدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید