windfall

[ایالات متحده]/ˈwɪndfɔːl/
[بریتانیا]/ˈwɪndfɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سود مالی غیرمنتظره یا سایر مزایا، معمولاً به عنوان نتیجه‌ای از شانس خوب

عبارات و ترکیب‌ها

sudden windfall

برکت ناگهانی

unexpected windfall

برکت غیرمنتظره

sudden financial windfall

برکت مالی ناگهانی

windfall tax

مالیات بر سودهای کلان

جملات نمونه

the club are in line for a windfall of three hundred thousand pounds.

باشگاه در انتظار سود غیرمنتظره‌ای به ارزش سیصد هزار پوند است.

Other energy sectors, such as oil and power generation, have seen a reimposition of price caps and windfall-profit taxes.

سایر بخش‌های انرژی، مانند نفت و تولید برق، شاهد بازگرداندن سقف قیمت‌ها و مالیات‌های سودهای کلان بوده‌اند.

The state could charge heftily for acting as lender of last resort—or, less desirable, impose a windfall tax on bank profits or a “Tobin tax” on transactions.

ایالت می تواند به طور قابل توجهی برای ایفای نقش وام دهنده آخرین راه پول دریافت کند - یا، کمتر مطلوب، مالیات بر سود بانک ها یا "مالیات توبین" بر معاملات اعمال کند.

They received a windfall from their investment in the stock market.

آنها از سرمایه‌گذاری خود در بازار سهام سود غیرمنتظره‌ای دریافت کردند.

Winning the lottery was a huge windfall for her.

برنده شدن در لاتاری یک سود بزرگ برای او بود.

The unexpected inheritance was a financial windfall for the family.

ارثیه غیرمنتظره یک سود مالی برای خانواده بود.

The company experienced a windfall of profits after launching a new product.

پس از عرضه یک محصول جدید، شرکت شاهد سود غیرمنتظره‌ای از سود قرار گرفت.

Finding a rare antique at a garage sale can be a windfall for collectors.

پیدا کردن یک عتیقه کمیاب در حراجی می‌تواند برای کلکسیونرها یک سود غیرمنتظره باشد.

The unexpected bonus was a pleasant windfall for the employees.

پاداش غیرمنتظره برای کارمندان یک سود دلپذیر بود.

Selling their old house for more than they expected was a windfall for the couple.

فروش خانه قدیمی‌شان بیشتر از حد انتظارشان یک سود غیرمنتظره برای زوج بود.

The sudden drop in prices was a windfall for consumers looking to buy a new car.

کاهش ناگهانی قیمت‌ها برای مصرف‌کنندگانی که به دنبال خرید یک خودروی جدید بودند، یک سود غیرمنتظره بود.

The company's success in the overseas market brought a windfall of opportunities for expansion.

موفقیت شرکت در بازار بین‌المللی، مجموعه‌ای از فرصت‌های توسعه را برای شرکت به ارمغان آورد.

Receiving a scholarship was a windfall for the student, easing the financial burden of college.

دریافت بورسیه یک سود غیرمنتظره برای دانشجو بود و بار مالی تحصیل را کاهش داد.

نمونه‌های واقعی

There's a few windfalls here so that's a good sign.

چند سود غیرمنتظره اینجا وجود دارد، بنابراین این یک نشانه خوب است.

منبع: Victoria Kitchen

There was only one logical recipient of the windfall.

فقط یک دریافت کننده منطقی برای سود غیرمنتظره وجود داشت.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

And what do we do with the windfalls?

و ما با این سودهای غیرمنتظره چه کار می‌کنیم؟

منبع: Victoria Kitchen

He, Robert Wilson, carried a double size cot on safari to accommodate any windfalls he might receive.

وی، رابرت ویلسون، یک تخت دو نفره در سفر به آفریقا حمل کرد تا از هرگونه سود غیرمنتظره‌ای که ممکن است دریافت کند، استقبال کند.

منبع: Selected Short Stories of Hemingway

Some European countries have imposed windfall taxes on energy firms.

برخی از کشورهای اروپایی مالیات سود غیرمنتظره بر شرکت‌های انرژی تحمیل کرده‌اند.

منبع: VOA Standard English_Life

Got a windfall gain or a big bonus at work?

آیا سود غیرمنتظره‌ای به دست آورده‌اید یا پاداش بزرگی در محل کار دریافت کرده‌اید؟

منبع: Encyclopædia Britannica

There's a few windfalls here so that's a good sign And what do we do with the windfalls?

چند سود غیرمنتظره اینجا وجود دارد، بنابراین این یک نشانه خوب است و ما با این سودهای غیرمنتظره چه کار می‌کنیم؟

منبع: Victoria Kitchen

One-off solidarity taxes, windfall taxes, wealth taxes, and bring the world back to balance.

مالیات‌های یکباره همبستگی، مالیات سود غیرمنتظره، مالیات ثروت و بازگرداندن جهان به تعادل.

منبع: VOA Standard English_Life

Middle East states are looking at a windfall over the next several years.

کشورهای خاورمیانه به دنبال یک سود غیرمنتظره در سال‌های آینده هستند.

منبع: Financial Times

It's been a windfall since they publlshed the threat on my life.

از زمانی که تهدید علیه جانم را منتشر کردند، یک سود غیرمنتظره بوده است.

منبع: Go blank axis version

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید