bonanza

[ایالات متحده]/bəˈnænzə/
[بریتانیا]/bəˈnænzə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک معدن یا رگ غنی
یک منبع بزرگ ثروت یا شانس
شانس خوب.

عبارات و ترکیب‌ها

a financial bonanza

یک مزیت مالی

unearth a bonanza

کشف یک مزیت

جملات نمونه

a natural gas bonanza for Britain.

یک فرصت طلبی بزرگ برای بریتانیای گاز طبیعی.

Bargain hunters enjoyed a real bonanza today.

امروز خریداران ارزان قیمت از یک فرصت طلبی واقعی لذت بردند.

The Black Friday sales were a bonanza for shoppers.

فروش جمعه سیاه یک فرصت طلبی بزرگ برای خریداران بود.

The discovery of oil in the region led to an economic bonanza.

کشف نفت در منطقه منجر به یک فرصت طلبی اقتصادی شد.

The new tax laws created a bonanza for wealthy investors.

قوانین مالیاتی جدید یک فرصت طلبی برای سرمایه گذاران ثروتمند ایجاد کرد.

The company's merger resulted in a financial bonanza for its shareholders.

ادغام شرکت منجر به یک فرصت طلبی مالی برای سهامداران آن شد.

The lottery winner experienced a bonanza of unexpected wealth.

برنده جایزه لاتاری یک فرصت طلبی از ثروت غیرمنتظره را تجربه کرد.

The summer festival was a bonanza for local businesses.

جشنواره تابستانی یک فرصت طلبی بزرگ برای کسب و کارهای محلی بود.

The real estate market boom brought a bonanza to property developers.

رشد بازار املاک یک فرصت طلبی بزرگ برای توسعه دهندگان املاک به ارمغان آورد.

The tech company's successful IPO led to a bonanza for early investors.

عرضه موفقیت آمیز سهام شرکت فناوری منجر به یک فرصت طلبی برای سرمایه گذاران اولیه شد.

The holiday season is a bonanza for retailers as consumers increase spending.

فصل تعطیلات یک فرصت طلبی بزرگ برای خرده فروشان است زیرا مصرف کنندگان هزینه های خود را افزایش می دهند.

The unexpected inheritance was a financial bonanza for the young heir.

ارثیه غیرمنتظره یک فرصت طلبی مالی برای وارث جوان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید