jackpot

[ایالات متحده]/'dʒækpɒt/
[بریتانیا]/'dʒækpɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرط انباشته; جایزه بزرگ; موفقیت بزرگ
adj. شرط انباشته; جایزه بزرگ; درآمد زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

hit the jackpot

برنده شدن جایزه بزرگ

win the jackpot

برنده شدن جایزه بزرگ

jackpot prize

جایزه گلدن

huge jackpot

جایزه بزرگ

jackpot winner

برنده جایزه بزرگ

biggest jackpot

بزرگترین جایزه

jackpot amount

مبلغ جایزه

جملات نمونه

the theatre hit the jackpot with its first musical.

تئاتر با اولین موزیکال خود جایزه بزرگ را برد.

Celion Dion hit the jackpot by singing the theme song of Titanic.

سلین دیون با خواندن آهنگ تیتراژ فیلم تایتانیک، جایزه بزرگ را به دست آورد.

She’s hit the jackpot with her latest book—it’s sold millions.

او با آخرین کتاب خود جایزه بزرگ را به دست آورده است - میلیون‌ها نسخه از آن فروخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید