godsend

[ایالات متحده]/'gɒdsend/
[بریتانیا]/'ɡɑd,sɛnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی خوش شانس که به طور غیرمنتظره دریافت می‌شود؛ هدیه‌ای از آسمان

عبارات و ترکیب‌ها

a godsend

یک موهبت الهی

جملات نمونه

It was a godsend that he was there.

اینکه او آنجا حضور داشت یک موهبت بود.

these information packs are a godsend to schools.

این بسته‌های اطلاعاتی برای مدارس یک موهبت هستند.

It was a godsend to have him there just when we needed someone.

داشتن او آنجا دقیقاً زمانی که به کسی نیاز داشتیم، یک موهبت بود.

Finding a parking spot right in front of the store was a godsend.

پیدا کردن جای پارک درست جلوی مغازه یک موهبت بود.

The extra help from my colleague was a godsend during the busy season.

کمک اضافی از همکارم در طول فصل شلوغ یک موهبت بود.

The new software program was a godsend for increasing productivity.

برنامه نرم افزاری جدید برای افزایش بهره وری یک موهبت بود.

The rain finally came after weeks of drought, it was a godsend for the farmers.

باران پس از هفته ها خشکسالی سرانجام بارید، برای کشاورزان یک موهبت بود.

The scholarship she received was a godsend for her financial situation.

بورسی که دریافت کرد برای وضعیت مالی او یک موهبت بود.

The new medication was a godsend for managing her chronic pain.

داروی جدید برای مدیریت درد مزمن او یک موهبت بود.

The unexpected bonus was a godsend for covering the unexpected expenses.

پاداش غیرمنتظره برای پوشش هزینه های غیرمنتظره یک موهبت بود.

The timely arrival of the ambulance was a godsend for the injured hiker.

رسیدن به موقع آمبولانس برای کوهنورد زخمی یک موهبت بود.

The free tutoring program was a godsend for struggling students.

برنامه آموزشی رایگان برای دانش آموزان مشکل یک موهبت بود.

The generator was a godsend during the power outage.

ژنراتور در هنگام قطع برق یک موهبت بود.

نمونه‌های واقعی

For a nation craving sunny skies this was a godsend.

این یک موهبت برای ملتی بود که تشنه آسمان‌های آفتابی بود.

منبع: BBC Listening August 2016 Collection

He told the AP this year " has been a godsend" .

او به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که امسال « یک موهبت بوده است».

منبع: VOA Special July 2021 Collection

Oh, yeah. For his ADD.The pills have been a godsend.

اوه، بله. برای اختلال نقص توجه او. قرص‌ها یک موهبت بوده‌اند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

Freshwater oceans sure do sound like a godsend.

اقیانوس‌های آب شیرین مطمئناً مانند یک موهبت به نظر می‌رسند.

منبع: If there is a if.

The mill's flour has been a godsend for this nearby artisan bakery, which set up a drive-in service to kick-start business.

آرد آسیاب برای این نانوایی هنری نزدیک یک موهبت بوده است که یک سرویس درایو-این را برای راه اندازی کسب و کار راه اندازی کرد.

منبع: PBS Interview Social Series

It's actually a very efficient converter of plant protein into animal protein, and it's been a godsend to the third world.

در واقع یک تبدیل کننده بسیار کارآمد پروتئین گیاهی به پروتئین حیوانی است و برای جهان سوم یک موهبت بوده است.

منبع: TED Talks (Audio Version) December 2015 Collection

For Jay Gonstead, the place has been a godsend.

برای جی گونستد، آن مکان یک موهبت بوده است.

منبع: Airborne English Classroom: Advanced Edition - Peng Menghui English

Now, this is a godsend for people with chronic pain diseases.

اکنون، این یک موهبت برای افراد مبتلا به بیماری‌های درد مزمن است.

منبع: TED Talks (Video Edition) September 2023 Collection

No matter how preposterous or insane, a purpose is a Godsend to them.

صرف نظر از چقدر مضحک یا دیوانه کننده، هدف برای آنها یک موهبت است.

منبع: Seven-angled Tower (Part 2)

The incident would have been a godsend to the Press a few weeks later.

این حادثه چند هفته بعد برای رسانه ها یک موهبت می بود.

منبع: Amateur Thief Rafiz

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید