windily

[ایالات متحده]/ˈwɪndɪli/
[بریتانیا]/ˈwɪndɪli/

ترجمه

adv. به طرز بادی؛ مشخصه باد

عبارات و ترکیب‌ها

windily spoken

سخنرانی به صورت تند

windily expressed

بیان به صورت تند

windily written

نوشتن به صورت تند

windily described

توصیف به صورت تند

windily narrated

روایت به صورت تند

windily imagined

تصور به صورت تند

windily delivered

ارائه به صورت تند

windily discussed

بحث به صورت تند

windily articulated

بیان واضح به صورت تند

windily debated

مناظره به صورت تند

جملات نمونه

she spoke windily about her travels around the world.

او درباره سفر‌هایش در سراسر جهان به طور طولانی و بی‌هدف صحبت کرد.

the author wrote windily, losing the reader's attention.

نویسنده به طور طولانی و بی‌هدف نوشت و توجه خواننده را از دست داد.

he often makes windily optimistic predictions.

او اغلب پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه و طولانی می‌کند.

they discussed windily about politics at the dinner table.

آنها درباره سیاست به طور طولانی و بی‌هدف در سر میز شام صحبت کردند.

her windily elaborate speech captivated the audience.

سخنرانی طولانی و پرجزئیات او مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the article was written windily, filled with unnecessary details.

مقاله به طور طولانی و بی‌هدف نوشته شده بود و پر از جزئیات غیرضروری بود.

he tends to explain things windily, making them hard to understand.

او معمولاً چیزها را به طور طولانی و پیچیده توضیح می‌دهد و آن‌ها را درک کردن را دشوار می‌کند.

during the meeting, she spoke windily without making any clear points.

در طول جلسه، او به طور طولانی صحبت کرد بدون اینکه هیچ نکته روشنی را بیان کند.

the windily written report was difficult to follow.

گزارش طولانی و بی‌هدف نوشته شده بود و دنبال کردن آن دشوار بود.

his windily humorous anecdotes made everyone laugh.

داستان‌های خنده‌دار طولانی و بی‌هدف او باعث خنده همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید