breeze

[ایالات متحده]/briːz/
[بریتانیا]/briːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باد ملایم; چیزی که به راحتی به دست می‌آید; گرد زغال
vi. به آرامی وزیدن; فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gentle breeze

نسیم ملایم

cool breeze

نسیم خنک

soft breeze

نسیم آرام

warm breeze

نسیم گرم

refreshing breeze

نسیم دلپذیر

spring breeze

نسیم بهاری

sea breeze

نسیم دریا

breeze in

نسیم در

shoot the breeze

گپ و گفتن

light breeze

نسیم ملایم

in a breeze

در یک نسیم

strong breeze

نسیم قوی

coke breeze

نسیم کوک

fresh breeze

نسیم تازه

mountain breeze

نسیم کوهستانی

جملات نمونه

A breeze sprang up.

یک نسیم وزید.

the breeze came from the south.

نسیم از جنوب وزید.

There was a light breeze a moment ago.

لحظه‌ای پیش نسیمی ملایم وزید.

presently the admiral breezed in.

در حال حاضر، دریادار با گستاخی وارد شد.

a breeze made the treetops sigh.

نسیمی باعث وزش درختان شد.

a breeze snuffed out the candle.

نسیمی شمع را خاموش کرد.

a soft breeze rustled the trees.

نسیمی ملایم درختان را به حرکت درآورد.

a stiff breeze stirring the lake.

نسیمی قوی دریاچه را به هم زد.

a gentle breeze stirred the leaves.

نسیمی ملایم برگها را به حرکت درآورد.

The breeze played on the water.

نسیم روی آب بازی کرد.

A spanking breeze is a boon to sailors.

نسیمی دلپذیر یک نعمت برای دریانوردان است.

A sea breeze ventilated the rooms.

نسیم دریا اتاق‌ها را تهویه کرد.

a breeze winnowing the tall grass.

نسیمی علف‌های بلند را جدا کرد.

We breezed through the test.

ما به راحتی از امتحان عبور کردیم.

A breeze has sprung up.

یک نسیم وزیده است.

A little breeze is blowing in from the window.

یک نسیم ملایم از پنجره در حال وزش است.

He breezed through the task.

او به راحتی از انجام این کار عبور کرد.

a cool breeze; a cool blouse.

نسیمی خنک؛ یک بلوز خنک.

نمونه‌های واقعی

In your desolate dwelling comes the vagrant spring breeze.

در خانه‌ی متروک شما، نسیم بهاری سرگردان می‌آید.

منبع: Selected Poems of Tagore

You get a breeze, you hear the birds.

شما نسیمی دریافت می‌کنید، صدای پرندگان را می‌شنوید.

منبع: Architectural Digest

Traveling back and forth was a breeze.

سفر رفت و برگشت آسان بود.

منبع: VOA Standard Speed Compilation June 2016

The white curtains surge in the breeze.

پرده‌های سفید در نسیم به حرکت در می‌آیند.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Very free, I can feel the breeze.

بسیار آزاد، من می‌توانم نسیم را احساس کنم.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

The maths problem should be a breeze.

حل مسئله‌ی ریاضی باید آسان باشد.

منبع: National College Student English Competition Category C

He tossed his golden curls in the breeze.

او چتری طلایی خود را در نسیم انداخت.

منبع: The Little Prince

The leaves overhead rustled faintly in the breeze.

برگ‌های بالای سر به آرامی در نسیم خش خش می‌کردند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Writing the cards from there was a breeze.

نوشتن کارت‌ها از آنجا آسان بود.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

Fluttering and dancing in the breeze.

در نسیم به رقص در می‌آیند و به پرواز در می‌آیند.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید