circuitously

[ایالات متحده]/sɜːˈkjuːɪtəsli/
[بریتانیا]/sɜrˈkjuːɪtəsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای دور یا غیرمستقیم

عبارات و ترکیب‌ها

circuitously arriving

ورود غیرمستقیم

circuitously explained

توضیح غیرمستقیم

circuitously traveling

سفر غیرمستقیم

circuitously routed

مسیر غیرمستقیم

circuitously discussing

بحث غیرمستقیم

circuitously navigating

ناوبری غیرمستقیم

circuitously leading

هدایت غیرمستقیم

circuitously communicating

ارتباط غیرمستقیم

circuitously connecting

اتصال غیرمستقیم

circuitously approaching

رویکرد غیرمستقیم

جملات نمونه

he explained his point circuitously, making it hard to follow.

او نکته خود را به صورت غیرمستقیم توضیح داد و درک آن را دشوار کرد.

the story was told circuitously, adding to its mystery.

داستان به صورت غیرمستقیم گفته شد که به رمز و راز آن افزود.

they arrived at their destination circuitously, which delayed their plans.

آنها به طور غیرمستقیم به مقصد خود رسیدند که باعث تاخیر در برنامه هایشان شد.

she often speaks circuitously, which frustrates her listeners.

او اغلب به صورت غیرمستقیم صحبت می کند که باعث ناراحتی شنوندگانش می شود.

the instructions were given circuitously, leading to misunderstandings.

دستورالعمل ها به صورت غیرمستقیم داده شد که منجر به سوء تفاهم شد.

the conversation went circuitously from one topic to another.

گفتگو به طور غیرمستقیم از یک موضوع به موضوع دیگر رفت.

she often writes circuitously, making her essays hard to read.

او اغلب به صورت غیرمستقیم می نویسد و باعث می شود مقالاتش خواندن آنها را دشوار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید