yawn

[ایالات متحده]/jɔːn/
[بریتانیا]/jɔːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. دهان را به طور وسیع باز کنید و به دلیل خستگی یا کسل بودن عمیقاً نفس بکشید
n. عملی از باز کردن دهان به طور وسیع و عمیقاً نفس کشیدن به دلیل خستگی یا کسل بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

can't stop yawning

نمي‌توانم از جيغ زدن‌هاي مداوم خودداري کنم

suppress a yawn

جلوگیری از جيغ زدن

جملات نمونه

Yawning is often contagious.

خرواردن اغلب مسری است.

the cat yawned and stretched.

گربه خمیازه کشید و کش و قوس کشید.

a long period of your life is a yawn to everyone.

یک دوره طولانی از زندگی شما برای همه یک خمیازه است.

The chasm yawned at our feet.

شکاف در پاهای ما باز شد.

The hole yawned before him.

سوراخ در مقابل او خمیازه کشید.

He yawned and fell asleep.

او خمیازه کشید و به خواب رفت.

Her yawn suggests that she is sleepy.

نفس عمیق او نشان می‌دهد که خواب‌آلوده است.

He yawned out a good night.

او یک شب بخیر خمیازه کشید.

yawned his disapproval of the silly venture.

با یکنفرین از ماجراجویی احمقانه خود نارضایتی خود را نشان داد.

a cavernous yawn; cavernous echoes.

خمیازه غار مانند؛ پژواک های غار مانند.

Do you start the day with a yawn instead of a smile?

آیا شما روز را با خمیازه به جای لبخند شروع می کنید؟

She yawned during the lecture.

او در طول سخنرانی خمیازه کشید.

A great gap yawned between the rocks.

یک شکاف بزرگ بین سنگ ها وجود داشت.

The meeting was one big yawn from start to finish.

جلسه از ابتدا تا انتها یک خمیازه بزرگ بود.

he began yawning and looking at his watch.

او شروع به خمیازه کشیدن و نگاه کردن به ساعت خود کرد.

He closed the book, yawned, and went to bed.

او کتاب را بست، خمیازه کشید و به رختخواب رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید