heaved a sigh
نفس عمیقی کشید
deep sigh
نفس عمیق
sigh in resignation
نفس تسلیم
sigh of relief
نفس راحت
audible sigh
نفس شنیدنی
sigh heavily
به شدت نفسی بکشد
silent sigh
نفس خاموش
a long sigh
نفس طولانی
with a sigh
با نفسی
sigh for
برای نفس کشیدن
heave a sigh
نفس عمیقی بکش
Pratt's sigh was windy.
نفس پرات طوفانی بود.
she gave a sigh of bliss.
او با نفسی از خوشی آه کشید.
sighing for their lost youth.
با آه برای جوانی از دست رفته.
he sighed but did not awaken.
او آه کشید اما از خواب بیدار نشد.
he let out a sigh of happiness.
او با نفسی از خوشی آه کشید.
she let out a long sigh of despair.
او با نفسی طولانی از ناامیدی آه کشید.
plunked into the armchair with a sigh of relief.
با نفسی راحت در صندلی راحت نشست.
willows sighing in the wind.
حناهای که در باد آه می کشند.
Sighing for sorrow can be harmful.
آه کشیدن برای غم می تواند مضر باشد.
A sigh escaped my lips.
یک آه از لبهای من خارج شد.
He sighed in exasperation.
او با ناامیدی آه کشید.
expelled a sigh of relief.
نفس راحتی را بیرون راند.
he heaved a euphoric sigh of relief.
او با نفسی راحت و سرخوشانه آه کشید.
Harry sank into a chair and sighed with relief.
هری در یک صندلی فرو رفت و با تسکین آهی کشید.
he sighed for days gone by.
او برای روزهای گذشته آه کشید.
he sighed, spreading jam on a croissant.
او آه کشید و مارمولاد را روی یک کروسان مالید.
She sighed and looked sad.
او آه کشید و ناراحت به نظر رسید.
I hope you are not still sighing over that boy.
امیدوارم هنوز برای آن پسر آه نمی کشید.
A breeze sighed in the higher boughs.
نسیمی در شاخه های بالاتر آه کشید.
He bit back a sigh of impatience.
او آهی از بیصبری را سرکوب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید