zigzag

[ایالات متحده]/ˈzɪɡzæɡ/
[بریتانیا]/ˈzɪɡzæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الگوی دندانه‌دار؛ مشخصه‌دار با چرخش‌های تیز
vt. به شکل زیگزاگ درآوردن؛ به‌طور زیگزاگ حرکت کردن
vi. به‌طور زیگزاگ حرکت کردن؛ در الگوی زیگزاگ پیش رفتن
n. الگو به شکل Z؛ شکل Z
adv. به‌صورت زیگزاگ؛ به شکل Z.

عبارات و ترکیب‌ها

zigzag pattern

الگوی زیگزاگ

zigzag road

جاده زیگزاگی

zigzag course

مسیر زیگزاگی

جملات نمونه

a zigzag path through the woods

مسیر مارپیچ در میان جنگل

The path ran zigzag up the hill.

مسیر به صورت مارپیچ به سمت بالای تپه می‌رفت.

The lightning made a zigzag in the sky.

رعد و برق یک خط زیگزاگی در آسمان ایجاد کرد.

she traced a zigzag on the metal with her finger.

او با انگشت خود یک خط مارپیچ روی فلز کشید.

she drives zigzag across the city.

او به صورت مارپیچ در شهر رانندگی می‌کند.

the bird runs along in a zigzag path, quivering its wings.

پرنده در یک مسیر مارپیچی می‌دود و بال‌های خود را به لرزه در می‌آورد.

when chased by a predator, some animals take a zigzag course.

هنگامی که توسط یک شکارچی تعقیب می‌شوند، برخی از حیوانات مسیری مارپیچ را طی می‌کنند.

The xeme leads a zigzag but athrill way just like that the beloveds will meet.

زمه یک راه مارپیچ و پرهیجان را هدایت می کند، درست مانند اینکه مورد علاقه ها با هم ملاقات خواهند کرد.

A determinate cymose inflorescence with a zigzag rachis;often used in the same sense as helicoid.

یک خوشه‌گل انتهینه‌ای با ساقه مارپیچ؛ اغلب به همان معنای مارپیچی استفاده می‌شود.

Zollner's illusion makes parallel lines seem to diverge by placing them on a zigzag-striped background.

توهم Zollner باعث می شود خطوط موازی به نظر برسد که با قرار دادن آنها روی پس زمینه راه راه زیگزاگی از هم جدا می شوند.

I pull out the jacket and pause to chuckle at the zigzag tear on its sleeve, which even careful stitchery could not completely hide.

من ژاکت را بیرون می‌کشم و مکثی می‌کنم تا با خنده به پارگی زیگزاگی آن روی آستین نگاه کنم، که حتی با دقت‌ترین دوخت نیز نمی‌توانست آن را به طور کامل پنهان کند.

نمونه‌های واقعی

Adjacent teeth formed a continuous zigzag of crests for slicing and dicing.

دندان‌های مجاور یک زیگزاگ پیوسته از قله‌ها برای برش و خرد کردن ایجاد کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Why do you zigzag your ship so much?

چرا اینقدر کشتی خود را زیگزاگ می‌کنید؟

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

Want to cut it with the zigzag scissors?

می‌خواهید آن را با قیچی زیگزاگ برش دهید؟

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Do you like the red T-shirt with pink zigzags?

آیا دوست دارید تی‌شرت قرمز با زیگزاگ‌های صورتی؟

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

It's a red T-shirt with pink zigzags.

این یک تی‌شرت قرمز با زیگزاگ‌های صورتی است.

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

Bright zigzagging lines across your field of vision.

خطوط زیگزاگی روشن در میدان دید شما.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Indeed, zigzagging seems to have been very productive!

در واقع، به نظر می‌رسد زیگزاگ کردن بسیار پربار بوده است!

منبع: 2022 Nobel Prize Winner Interview Transcript

I like the red T-shirt with pink zigzags.

آیا دوست دارید تی‌شرت قرمز با زیگزاگ‌های صورتی؟

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

There is no way to follow the zigzag course of the human mind.

راهی برای دنبال کردن سیر زیگزاگی ذهن انسان وجود ندارد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Abracadabra! Abraca... - Oh! Orange with blue zigzags? Maggie, stop, stop.

آبرکادابرا! آبرکا... - اوه! نارنجی با زیگزاگ‌های آبی؟ مجی، دست نگهدار، دست نگهدار.

منبع: Wow English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید