brave oneself
دل به دریا بستن
brave it out
از پسش بر آمدن
brave new world
دنیای جدید شجاع
brave heart
دل شجاع
He is a brave soldier.
او یک سرباز شجاع است.
she put on a brave front.
او چهره شجاعانه ای داشت.
brave danger and hardships
شجاع در برابر خطر و سختی ها
she was very brave about the whole thing.
او در مورد کل ماجرا بسیار شجاع بود.
I'll brave it out and meet new people.
من آن را پشت سر خواهم گذاشت و با افراد جدید ملاقات خواهم کرد.
the brave new world of the health care market.
جهان جدید و شجاع بازار مراقبت های بهداشتی.
he put up a brave fight.
او با شجاعت جنگید.
He was brave amid all dangers.
او در میان تمام خطرها شجاع بود.
A brave fireman rescued the woman.
یک آتش نشان شجاع زن را نجات داد.
To call a brave man a coward is an insult.
نامیدن یک مرد شجاع یک خفه کننده، توهین آمیز است.
St George braved the dragon.
سنت جورج با اژدها روبرو شد.
The brave defenders gave their all.
مدافعان شجاع همه تلاش خود را انجام دادند.
They sang of his brave deeds.
آنها در مورد اعمال شجاعانه او خواندند.
he put up a brave fight before losing.
او قبل از باختن با شجاعت جنگید.
his medals made a brave show.
مدال های او یک نمایش شجاعانه نشان دادند.
a young brave who disrespects his elders.
یک جوان شجاع که به بزرگترها احترام نمی گذارد.
a brave policewoman foiled the armed robbery.
یک افسر پلیس شجاع سرقت مسلحانه را خنثی کرد.
she wasn't brave enough to launch out by herself.
او به اندازه کافی شجاع نبود که به تنهایی شروع کند.
You know what they say, fortune favors the brave.
میدانید که میگویند، اقبال با شجاعان است.
منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)I'm not the last one. You brave, brave soul.
من آخرین نیستم. تو شجاع، شجاع روح.
منبع: Ice Age 2: The MeltdownI thought you were very courageous, very brave.
من فکر کردم شما خیلی شجاع و دلیر هستید.
منبع: A bet.Tip the scale of the brave and bold.
تعادل شجاعان و دلیران را برهم زن.
منبع: Villains' Tea PartyBut look, I think...- Very bold, very brave.
اما گوش کن، فکر میکنم... - خیلی جسور، خیلی شجاع.
منبع: Actor Dialogue (Bilingual Selection)In Philadelphia today, people braved icy arctic conditions with windchills down to minus-25.
امروز در فیلادلفیا، مردم با وجود شرایط آب و هوایی سرد و یخی با دمای هوا تا منفی 25 درجه، شجاعانه مقاومت کردند.
منبع: PBS English NewsFive against one, very brave. - Well, you're one to talk.
پنج در برابر یک، خیلی شجاع. - خب، شما کسی هستید که حرف میزند.
منبع: FilmsHealth workers have even braved conflict to prevent a horribly crippling disease.
کارگران بهداشت حتی با وجود درگیری، برای جلوگیری از یک بیماری فلج کننده وحشتناک، شجاعانه عمل کرده اند.
منبع: VOA Standard English - HealthPhileas Fogg, though brave and gallant, must be, he thought, quite heartless.
فیلئاس فوگ، اگرچه شجاع و دلیر بود، به نظر او باید کاملاً بیاحساس باشد.
منبع: Around the World in Eighty DaysBut Miltiades was shrewd as well as brave.
اما ملتایاد علاوه بر شجاع، زیرک هم بود.
منبع: A Brief History of the Worldلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید