brave and adventurous
شجاع و ماجراجو
an adventurous voluptuary
یک فرد ماجراجوی پرفسوس
I'm an adventurous type.
من آدم ماجراجویام.
I was filled with envy at their adventurous lifestyle.
من از سبک زندگی ماجراجویانه آنها غرق در حسادت شدم.
they wanted more adventurous meals.
آنها به دنبال وعدههای غذایی ماجراجویانهتر بودند.
John is an adventurous man, unafraid of risks.
جان یک مرد ماجراجو است، از ریسک نمیترسد.
my little sisters were too soppy for our adventurous games.
خواهرهای کوچک من خیلی احساساتی بودند برای بازیهای ماجراجویانه ما.
The company is looking for adventurous,creative people who can think out of the box and are not afraid of experimenting.
شرکت به دنبال افراد ماجراجو، خلاق است که بتوانند خارج از چارچوب فکر کنند و از آزمایش کردن نترسند.
I think I’ll try the snails for lunch—I’m feeling adventurous today.
فکر کنم امروز حلزون بخورم - امروز احساس ماجراجویانه دارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید