challenge accepted
چالش پذیرفته شده
overcome challenges
غلبه بر چالشها
challenge yourself
خودت را به چالش بکش
meet the challenge
چالش را بپذیر
challenge cup
جام چالش
a challenge to a duel.
چالش برای دوئل
a challenge to a theory.
چالش برای یک نظریه
challenge sb. to a duel
چالش با کسی برای دوئل
a challenge to the government's authority.
چالش برای اقتدار دولت
It is possible to challenge the report's assumptions.
امکان دارد بتوان فرضیات گزارش را به چالش کشید.
an Asian challenge to occidental dominance.
چالش آسیایی برای سلطه غرب
the challenge was to avoid institutional sclerosis.
چالش این بود که از تصلب نهادی جلوگیری شود.
a formidable challenge; a formidable opponent.
یک چالش بزرگ؛ یک حریف قدرتمند.
a challenge to the legality of the banning order.
چالش مشروعیت دستور ممنوعیت
a challenge to the ethos of the 1960s.
چالش برای اخلاق دهه 1960
an ethically challenged politician.
یک سیاستمدار با چالشهای اخلاقی
Brace yourself for a new challenge!
خودتان را برای یک چالش جدید آماده کنید!
challenged me to a game of chess.
من را به یک بازی شطرنج به چالش کشید.
events that challenge our attention.
رویدادهایی که توجه ما را به چالش میکشند.
a problem that challenges the imagination.
یک مسئله که تخیل را به چالش میکشد.
The job doesn't really challenge him.
این شغل واقعاً او را به چالش نمیکشد.
He had met the challenge and triumphed.
او با چالش روبرو شد و پیروز شد.
I challenged the truth of their story.
صداقت داستان آنها را به چالش کشیدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید