glow

[ایالات متحده]/ɡləʊ/
[بریتانیا]/ɡloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. بسوزید بدون شعله؛ به اندازه کافی داغ باشید که نوری ثابت ساطع کنید؛ قرمز شوید
n. روشنایی، گرما

عبارات و ترکیب‌ها

a warm glow

نور گرم

radiant glow

نور درخشان

soft glow

نور ملایم

gentle glow

نور لطیف

subtle glow

نور ظریف

glow discharge

تخلیه درخشان

sunset glow

نور غروب

glow plug

شمع گرم‌کننده

جملات نمونه

the glow of happiness

درخشش شادی

a hearty glow of health.

یک درخشش قوی از سلامتی.

an orange glow in the sky.

یک درخشش نارنجی در آسمان.

the soft glow of the lamps.

درخشش ملایم چراغ ها.

the roseate glow of dawn.

درخشش صورتی سپیده دم.

an eerie green glow in the sky.

یک درخشش سبز عجیب در آسمان.

he was glowing with health.

او با سلامتی می درخشید.

a glowing recommendation

یک توصیه درخشان

Embers glowed in the furnace.

ذغال‌ها در کوره می‌درخشیدند.

parents glowing with pride.

والدین با غرور می درخشیدند.

glow-worms glimpsing in the dark.

کرم های شب تاب که در تاریکی دیده می شوند.

beat the glowing metal into a dagger.

فلز درخشان را به یک خنجر تبدیل کنید.

The metal glowed in the furnace.

فلز در کوره می درخشید.

a garden full of glowing flowers

باغی پر از گل های درخشان

A cigarette glowed in the dark.

یک سیگار در تاریکی می درخشید.

The glow went out of his voice.

درخشش از صدای او خاموش شد.

She was positively glowing with happiness.

او به طور مثبت با خوشحالی می درخشید.

The painting glowed with beautiful autumn tints.

نقاشی با رنگ های زیبای پاییزی می درخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید