a warm glow
نور گرم
radiant glow
نور درخشان
soft glow
نور ملایم
gentle glow
نور لطیف
subtle glow
نور ظریف
glow discharge
تخلیه درخشان
sunset glow
نور غروب
glow plug
شمع گرمکننده
the glow of happiness
درخشش شادی
a hearty glow of health.
یک درخشش قوی از سلامتی.
an orange glow in the sky.
یک درخشش نارنجی در آسمان.
the soft glow of the lamps.
درخشش ملایم چراغ ها.
the roseate glow of dawn.
درخشش صورتی سپیده دم.
an eerie green glow in the sky.
یک درخشش سبز عجیب در آسمان.
he was glowing with health.
او با سلامتی می درخشید.
a glowing recommendation
یک توصیه درخشان
Embers glowed in the furnace.
ذغالها در کوره میدرخشیدند.
parents glowing with pride.
والدین با غرور می درخشیدند.
glow-worms glimpsing in the dark.
کرم های شب تاب که در تاریکی دیده می شوند.
beat the glowing metal into a dagger.
فلز درخشان را به یک خنجر تبدیل کنید.
The metal glowed in the furnace.
فلز در کوره می درخشید.
a garden full of glowing flowers
باغی پر از گل های درخشان
A cigarette glowed in the dark.
یک سیگار در تاریکی می درخشید.
The glow went out of his voice.
درخشش از صدای او خاموش شد.
She was positively glowing with happiness.
او به طور مثبت با خوشحالی می درخشید.
The painting glowed with beautiful autumn tints.
نقاشی با رنگ های زیبای پاییزی می درخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید