abide in peace
آرامش را رعایت کنید
abide by
رعایت کردن
abide in
در آن بمانید
abide with one's mother
ابزار با مادر خود باشید
They abide in a remote village.
آنها در یک روستای دورافتاده زندگی می کنند.
I can not abide him.
من نمی توانم او را تحمل کنم.
She couldn't abide fools.
او نمی توانست افراد احمق را تحمل کند.
abide by the rules; had to abide by the judge's decision.
رعایت قوانین؛ مجبور به رعایت تصمیم قاضی بود.
I said I would abide by their decision.
گفتم که از تصمیم آنها پیروی خواهم کرد.
How can you abide such a person?
چگونه می توانید چنین فردی را تحمل کنید؟
She can't abide his rudeness.
او نمی تواند بی ادبی او را تحمل کند.
She'll abide her time.
او زمان خود را سپری خواهد کرد.
Everyone should abide by our social norms.
همه باید از هنجارهای اجتماعی ما پیروی کنند.
if there is one thing I cannot abide it is a lack of discipline.
اگر یک چیزی وجود دارد که نمی توانم تحمل کنم فقدان نظم است.
a thermoplastic that will abide rough use and great heat.
یک پلاستیک حرارتی که می تواند استفاده خشن و گرمای زیاد را تحمل کند.
Please feel assured that we will abide by our promise.
لطفاً اطمینان حاصل کنید که ما به وعده خود عمل خواهیم کرد.
She can't abide watching horror films.
او نمی تواند تحمل تماشای فیلم های ترسناک را داشته باشد.
You must abide by what you have said.
شما باید به آنچه گفته اید عمل کنید.
He abides by his friends.
او به دوستان خود وفادار است.
You must abide by the results of your mistakes.
شما باید به نتایج اشتباهات خود عمل کنید.
I can't abide that, people being well off and throwing their money about.
من نمی توانم تحمل کنم، مردم که خوب هستند و پول خود را دور می ریزند.
can't abide such incompetence.See Synonyms at bear 1
نمی توانم چنین ناتوانی را تحمل کنم.برای مترادف ها به خرس 1 مراجعه کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید