actively

[ایالات متحده]/'æktivli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای پیشگیرانه; به شیوه‌ای پرانرژی.

عبارات و ترکیب‌ها

participating actively

شرکت فعالانه

working actively

فعالیت در کار

جملات نمونه

They are actively lobbying for the bill.

آنها به طور فعالانه در حال لابی‌گری برای این قانون هستند.

some are actively engaged in crime.

برخی به طور فعالانه درگیر جرم و جنایت هستند.

We are actively intervening to settle a quarrel.

ما به طور فعالانه برای حل یک مشاجره مداخله می‌کنیم.

They are actively lobbying against the bill.

آنها به طور فعالانه در حال لابی‌گری علیه این قانون هستند.

She was actively looking for a job.

او به طور فعالانه به دنبال یک شغل بود.

Your proposal is being actively considered.

پیشنهاد شما به طور فعالانه در حال بررسی است.

There are two types of mollusc that are actively venomous.

دو نوع نرم تنان وجود دارد که به طور فعالانه سمی هستند.

During this period all the students were actively participating.

در این دوره، همه دانش آموزان به طور فعالانه شرکت می کردند.

As a landowner, he was actively interested in agricultural improvements.

همانطور که زمیندار، او به طور فعالانه به بهبود کشاورزی علاقه مند بود.

We will actively manage your portfolio to maximise the return on your investment.

ما به طور فعالانه سبد سرمایه گذاری شما را برای به حداکثر رساندن بازده سرمایه گذاری خود مدیریت خواهیم کرد.

many adult cats, contrary to popular opinion, actively dislike milk.

بسیاری از گربه‌های بالغ، برخلاف تصور رایج، به طور فعالانه از شیر متنفرند.

Face to life actively,Up everyday,Let sports&optimism driver off cafard.

با زندگی روبرو شوید به طور فعال، هر روز به بالا، اجازه دهید ورزش و خوش بینی راننده کافارد را دور کند.

As with any highflying stock, though, a few investors are actively betting on a reversal of fortune.

با این حال، همانطور که با هر سهام پرواز کننده، چند سرمایه گذار به طور فعالانه روی تغییر وضعیت شرط می گذارند.

Interfascicular cambium A single layer of actively dividing cells between the vascular bundles in stems.

کربیم بین بافتی یک لایه منفرد از سلول‌هایی که به طور فعالانه در حال تقسیم هستند بین خوشه‌های عروقی در ساقه.

Then I am cleaned collect the most serious work to work, pour rubbish actively, change the water of doorway cuspidor.

سپس من تمیز می کنم و جدی ترین کارها را برای کار جمع آوری می کنم، زباله ها را به طور فعال می ریزم، آب تف خانه درب را عوض می کنم.

The reform executed by Vilter reacted on the course of industrialization of Russia actively and took great effect on the czarism and the economic system.

اصلاحات انجام شده توسط ویلتر به طور فعالانه بر روند صنعتی شدن روسیه تأثیر گذاشت و تأثیر زیادی بر نظام تزاری و سیستم اقتصادی داشت.

Several ribosomes may be actively engaged in protein synthesis along the same mRNA molecule, forming a polyribosome, or polysome.

چندین ریبوزوم ممکن است به طور فعالانه درگیر در سنتز پروتئین در طول مولکول mRNA یکسان باشند و یک پلی ریبوزوم یا پلی سوم تشکیل دهند.

Having suffered grievously from biological weapons attacks in the past, China supports work that helps comprehensively to strengthen the effectiveness of the convention. It has actively participated in the work of drawing up a Protocol of the Ad Hoc Group of States Parties to the BWC established in 1994, and has made contributions to the progress of the negotiations on the Protocol.

چین با توجه به اینکه در گذشته به شدت از حملات سلاح های بیولوژیکی رنج برده است، از کاری که به طور جامع به تقویت اثربخشی کنوانسیون کمک می کند، حمایت می کند. این کشور به طور فعال در کار تهیه پروتکلی از گروه ویژه ای از کشورهای طرف کنوانسیون سلاح های بیولوژیکی که در سال 1994 تأسیس شده است، شرکت کرده و به پیشرفت مذاکرات در مورد پروتکل کمک کرده است.

نمونه‌های واقعی

Rather than forget passively, then, the brain seems to shed memories actively.

به جای فراموش کردن منفعلانه، مغز به نظر می‌رسد به طور فعال خاطرات را دفع می‌کند.

منبع: The Economist - Technology

All of that. How many accounts do you have actively, that you actively use?

همه آن. چند حساب دارید که به طور فعال استفاده می‌کنید؟

منبع: American English dialogue

Older male spend their rest periods a little less actively.

مردان مسن‌تر زمان‌های استراحت خود را کمی کمتر به طور فعال سپری می‌کنند.

منبع: Lion Mafia

Learning to use all five senses more actively when eating is a teachable skill.

یادگیری استفاده از همه پنج حس به طور فعال‌تر هنگام غذا خوردن یک مهارت قابل آموزش است.

منبع: The Guardian (Article Version)

You use your voice actively, you practice speaking, even if it's on your own.

شما از صدای خود به طور فعال استفاده می‌کنید، صحبت کردن را تمرین می‌کنید، حتی اگر به تنهایی باشد.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

David is actively thinking hard about something.

دیوید در حال فکر کردن سخت به چیزی است.

منبع: BBC Ask about English

However, the movie version of Irulan seems to be actively asking questions and seeking answers.

با این حال، نسخه فیلم ارولان به نظر می‌رسد که به طور فعالانه سؤال می‌پرسد و به دنبال پاسخ می‌گردد.

منبع: Selected Film and Television News

One option is to actively compete.

یکی از گزینه‌ها این است که به طور فعالانه رقابت کنید.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Practice actively listening to people you meet.

تمرین کنید تا به طور فعالانه به افرادی که ملاقات می‌کنید گوش دهید.

منبع: Science in Life

She actively promoted fellow black artists in different fields.

او به طور فعالانه هنرمندان سیاهپوست همکار را در زمینه‌های مختلف ترویج کرد.

منبع: BBC Listening September 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید