admitting

[ایالات متحده]/ədˈmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ədˈmɪtɪŋ/

ترجمه

v. اجازه ورود یا دسترسی (اسم مشارکی از admit)؛ اقرار کردن یا پذیرش کردن؛ اجازه دادن یا اعطای؛ تایید کردن یا پذیرفتن به عنوان درست

عبارات و ترکیب‌ها

admitting fault

پذیرش اشتباه

admitting defeat

پذیرش شکست

admittingly speaking

در واقع، صحبت کردن

admitting responsibility

پذیرش مسئولیت

admitting the truth

پذیرش حقیقت

admitted guilt

گناه پذیرفته شده

admitted mistake

اشتباه پذیرفته شده

admittingly true

در واقع، درست

admitting no fault

عدم پذیرش اشتباه

admitting entry

پذیرش ورود

جملات نمونه

he admitted stealing the money from the cash register.

او به سرقت بردن پول از صندوق اعتراف کرد.

she admitted to feeling nervous before the presentation.

او به احساس اضطراب قبل از ارائه اعتراف کرد.

the company admitted responsibility for the environmental damage.

شرکت مسئولیت خسارت زیست محیطی را پذیرفت.

after a long investigation, he admitted his guilt to the police.

پس از یک تحقیق طولانی، او گناه خود را به پلیس اعتراف کرد.

i admitted that i was wrong about the project timeline.

من اعتراف کردم که در مورد جدول زمانی پروژه اشتباه فکر می‌کردم.

she admitted a desire to travel the world.

او میل به سفر در سراسر جهان را ابراز کرد.

he admitted defeat after several failed attempts.

او پس از چندین تلاش ناموفق به شکست اعتراف کرد.

the politician admitted making a serious error in judgment.

سیاستمدار اعتراف کرد که مرتکب اشتباه بزرگی در قضاوت شده است.

admitting your mistakes is a sign of strength, not weakness.

اعتراف به اشتباهات شما نشانه قدرت است، نه ضعف.

he admitted to being unaware of the new regulations.

او اعتراف کرد که از مقررات جدید اطلاعی ندارد.

admitting fault is the first step towards resolving the conflict.

اعتراف به اشتباه گام اول در جهت حل اختلاف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید