recanting

[ایالات متحده]/rɪˈkæntɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈkæntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیانیه‌ای را پس‌گرفته; یک باور یا ادعا را رها کن

عبارات و ترکیب‌ها

recanting statements

بازپس‌گیری اظهارات

recanting beliefs

بازپس‌گیری باورها

recanting testimony

بازپس‌گیری شهادت

recanting claims

بازپس‌گیری ادعاها

recanting accusations

بازپس‌گیری اتهامات

recanting confessions

بازپس‌گیری اعترافات

recanting opinions

بازپس‌گیری نظرات

recanting remarks

بازپس‌گیری نظرات

recanting assertions

بازپس‌گیری ادعاها

recanting views

بازپس‌گیری دیدگاه‌ها

جملات نمونه

he is recanting his previous statement about the incident.

او در حال پس گرفتن اظهارات قبلی خود در مورد حادثه است.

after much consideration, she decided to start recanting her claims.

پس از بررسی‌های فراوان، او تصمیم گرفت ادعاهای خود را پس بگیرد.

the politician is recanting his controversial remarks.

آن سیاستمدار در حال پس گرفتن نظرات بحث‌برانگیز خود است.

recanting his confession, he pleaded not guilty.

با پس گرفتن اعتراف خود، او بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

she is recanting her support for the project.

او از حمایت خود از پروژه صرف نظر می‌کند.

many people are recanting their beliefs in the face of new evidence.

بسیاری از مردم در برابر شواهد جدید، باورهای خود را پس می‌گیرند.

the author is recanting parts of his book due to backlash.

به دلیل واکنش منفی، نویسنده بخش‌هایی از کتاب خود را پس می‌گیرد.

recanting his earlier views, he embraced a more moderate stance.

با پس گرفتن نظرات قبلی خود، او از موضع میانه روتر استقبال کرد.

the witness is recanting her testimony in court.

شهود شهادت خود را در دادگاه پس می‌گیرد.

after the scandal, many officials began recanting their previous endorsements.

پس از رسوایی، بسیاری از مقامات شروع به پس گرفتن تاییدیه های قبلی خود کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید