aligns

[ایالات متحده]/əˈlaɪnz/
[بریتانیا]/əˈlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزها را در یک خط مستقیم مرتب کردن؛ چیزی را راست یا همسطح کردن؛ به طور علنی از کسی، گروه یا ایده‌ای حمایت کردن؛ چیزی را تنظیم کردن تا درست باشد

عبارات و ترکیب‌ها

aligns with goals

همسو با اهداف

aligns with strategy

همسو با استراتژی

aligns the team

تیم را همسو می‌کند

aligns our efforts

تلاش‌های ما را همسو می‌کند

aligns priorities

اولویت‌ها را همسو می‌کند

aligns expectations

انتظارات را همسو می‌کند

aligns product development

توسعه محصول را همسو می‌کند

جملات نمونه

his goals align with the company's mission.

اهداف او با مأموریت شرکت همسو است.

the new strategy aligns with our long-term objectives.

استراتژی جدید با اهداف بلندمدت ما همسو است.

their values align perfectly with ours.

ارزش‌های آنها به طور کامل با ارزش‌های ما همسو است.

the design aligns with the latest trends.

طراحی با آخرین روندها همسو است.

her actions align with her words.

عملکردهای او با گفته‌هایش همسو است.

our interests align on this particular issue.

منافع ما در این مورد خاص همسو است.

the project aligns with government priorities.

این پروژه با اولویت‌های دولت همسو است.

his views align more closely with the democrats.

دیدگاه‌های او بیشتر با دموکرات‌ها همسو است.

the product aligns with customer needs.

محصول با نیازهای مشتری همسو است.

the evidence aligns with our hypothesis.

شواهد با فرضیه ما همسو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید