harmonizes

[ایالات متحده]/ˈhɑːmənaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈhɑrmənaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. هم‌آهنگ کردن؛ هماهنگ کردن با؛ تطابق یا مناسب کردن؛ به صورت هماهنگ خواندن یا نواختن

عبارات و ترکیب‌ها

music harmonizes

موسیقی هماهنگ می شود

color harmonizes

رنگ هماهنگ می شود

sound harmonizes

صدا هماهنگ می شود

style harmonizes

سبک هماهنگ می شود

design harmonizes

طراحی هماهنگ می شود

theme harmonizes

موضوع هماهنگ می شود

elements harmonizes

عناصر هماهنگ می شوند

voices harmonizes

صداها هماهنگ می شوند

ideas harmonizes

ایده ها هماهنگ می شوند

rhythm harmonizes

ریتم هماهنگ می شود

جملات نمونه

the music harmonizes beautifully with the lyrics.

موسیقی به زیبایی با متن آهنگ هماهنگ است.

her style harmonizes with the overall theme of the event.

سبک او با موضوع کلی رویداد هماهنگ است.

the colors in the painting harmonize perfectly.

رنگ‌ها در نقاشی به طور کامل هماهنگ هستند.

the team's efforts harmonize to achieve a common goal.

تلاش‌های تیم برای دستیابی به یک هدف مشترک هماهنگ می‌شوند.

nature harmonizes with technology in this innovative design.

طبیعت با فناوری در این طراحی نوآورانه هماهنگ است.

the flavors harmonize to create a delicious dish.

طعم‌ها برای ایجاد یک غذای خوشمزه هماهنگ می‌شوند.

the voices harmonize beautifully in the choir.

صداها به زیبایی در گروه کر هماهنگ می‌شوند.

her personality harmonizes well with the team dynamics.

شخصیت او به خوبی با پویایی گروه هماهنگ است.

the architecture harmonizes with the surrounding landscape.

معماری با منظره اطراف هماهنگ است.

the new policy harmonizes with our company values.

سیاست جدید با ارزش‌های شرکت ما هماهنگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید