conforms

[ایالات متحده]/kənˈfɔːmz/
[بریتانیا]/kənˈfɔrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رعایت قوانین یا استانداردها؛ سازگار یا تنظیم کردن برای تطبیق؛ در توافق یا هماهنگی بودن؛ مطابقت یا همخوانی داشتن با

عبارات و ترکیب‌ها

conforms to

انطباق با

conforms with

با انطباق

conforms exactly

به طور دقیق انطباق دارد

conforms closely

به طور نزدیک انطباق دارد

conforms fully

به طور کامل انطباق دارد

conforms strictly

به طور سختگیرانه انطباق دارد

conforms well

به خوبی انطباق دارد

conforms neatly

به طور مرتب انطباق دارد

conforms properly

به طور مناسب انطباق دارد

conforms generally

به طور کلی انطباق دارد

جملات نمونه

the design conforms to the latest safety standards.

طراحی با آخرین استانداردهای ایمنی مطابقت دارد.

her behavior conforms to the expectations of the role.

رفتار او با انتظارات نقش مطابقت دارد.

the product conforms to international regulations.

محصول با مقررات بین المللی مطابقت دارد.

his views conform to the company's policies.

دیدگاه های او با سیاست های شرکت مطابقت دارد.

the report conforms to the required format.

گزارش با فرمت مورد نیاز مطابقت دارد.

our practices conform with industry standards.

روش های ما با استانداردهای صنعت مطابقت دارد.

the software conforms to user specifications.

نرم افزار با مشخصات کاربر مطابقت دارد.

the study's findings conform to previous research.

یافته های مطالعه با تحقیقات قبلی مطابقت دارد.

her actions conform with her stated beliefs.

اقدامات او با باورهای اعلام شده او مطابقت دارد.

the architecture conforms to traditional styles.

معماری با سبک های سنتی مطابقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید