conforms to
انطباق با
conforms with
با انطباق
conforms exactly
به طور دقیق انطباق دارد
conforms closely
به طور نزدیک انطباق دارد
conforms fully
به طور کامل انطباق دارد
conforms strictly
به طور سختگیرانه انطباق دارد
conforms well
به خوبی انطباق دارد
conforms neatly
به طور مرتب انطباق دارد
conforms properly
به طور مناسب انطباق دارد
conforms generally
به طور کلی انطباق دارد
the design conforms to the latest safety standards.
طراحی با آخرین استانداردهای ایمنی مطابقت دارد.
her behavior conforms to the expectations of the role.
رفتار او با انتظارات نقش مطابقت دارد.
the product conforms to international regulations.
محصول با مقررات بین المللی مطابقت دارد.
his views conform to the company's policies.
دیدگاه های او با سیاست های شرکت مطابقت دارد.
the report conforms to the required format.
گزارش با فرمت مورد نیاز مطابقت دارد.
our practices conform with industry standards.
روش های ما با استانداردهای صنعت مطابقت دارد.
the software conforms to user specifications.
نرم افزار با مشخصات کاربر مطابقت دارد.
the study's findings conform to previous research.
یافته های مطالعه با تحقیقات قبلی مطابقت دارد.
her actions conform with her stated beliefs.
اقدامات او با باورهای اعلام شده او مطابقت دارد.
the architecture conforms to traditional styles.
معماری با سبک های سنتی مطابقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید