anemic

[ایالات متحده]/ˈænɪmɪk/
[بریتانیا]/əˈnɛmɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به دلیل کمبود سلول‌های قرمز خون، فاقد رنگ یا حیات طبیعی است؛ رنگ‌پریده و ضعیف.

عبارات و ترکیب‌ها

anemic growth

رشد ضعیف

anemic market

بازار ضعیف

anemic recovery

بهبودی ضعیف

anemic response

پاسخ ضعیف

anemic blood

خون کم‌خون

anemic appearance

ظاهر رنگ‌پریده

anemic diet

رژیم غذایی کم‌مصرف

anemic performance

عملکرد ضعیف

anemic leadership

رهبری ضعیف

جملات نمونه

the patient's blood tests revealed an anemic condition.

آزمایش‌های خون بیمار یک وضعیت کم‌خونی را نشان داد.

the economy is suffering from an anemic recovery.

اقتصاد از یک بهبودی ضعیف رنج می برد.

her performance was anemic, lacking energy and enthusiasm.

عملکرد او ضعیف بود، فاقد انرژی و اشتیاق.

the company's stock prices have been anemic for months.

قیمت سهام شرکت برای ماه ها ضعیف بوده است.

an anemic diet can lead to health problems.

یک رژیم غذایی کم‌خون می تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

the team's efforts seemed anemic, unable to make a significant impact.

تلاش های تیم ضعیف به نظر می رسید و قادر به ایجاد تأثیر قابل توجهی نبود.

she had an anemic complexion, indicating a lack of vitality.

او رنگ چهره ای کم خون داشت که نشان دهنده فقدان نشاط بود.

the market response to the new product was anemic at best.

واکنش بازار به محصول جدید در بهترین حالت ضعیف بود.

despite their efforts, the project's progress remained anemic.

با وجود تلاش هایشان، پیشرفت پروژه همچنان ضعیف باقی ماند.

the anemic growth of the industry raised concerns about its future.

رشد ضعیف صنعت نگرانی در مورد آینده آن را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید