low temperature
دمای پایین
low pressure
فشار پایین
low cost
هزینه پایین
low income
درآمد پایین
low energy
کمبود انرژی
low quality
کیفیت پایین
high and low
بالا و پایین
low price
قیمت پایین
low level
سطح پایین
low noise
نویز کم
low power
مصرف کم توان
low permeability
نفوذپذیری کم
low in
کم در
at the lowest
در پایین ترین
low frequency
تعداد کم
low voltage
ولتاژ پایین
low speed
سرعت پایین
low carbon
کربن پایین
low density
چگالی پایین
low concentration
تمرکز پایین
low power consumption
مصرف کم توان
in a low state.
در حالت پایین
a low-calorie, low-fat regime.
یک رژیم غذایی کم کالری و کم چرب.
a low fee; a low income.
هزینه کم؛ درآمد کم.
a low blood count.
افت تعداد گلبولهای قرمز خون
a pitch of low bounce.
یک قوس با پرش کم
a low hum of conversation.
زمزمهٔ کمصدای گفتگو
a low, intense mutter.
غرغرهای کم و شدید
the sun was low in the sky.
خورشید در آسمان پایین بود.
they were low on fuel.
آنها کمبود سوخت داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید