manifested potential
ظهور پتانسیل
manifested intentions
ظهور نیتها
manifested reality
ظهور واقعیت
manifested desires
ظهور خواستهها
manifested results
ظهور نتایج
manifested emotions
ظهور احساسات
manifested change
ظهور تغییر
manifested energy
ظهور انرژی
manifested thoughts
ظهور افکار
manifested opportunities
ظهور فرصتها
her talents manifested in her artwork.
مهارتهای او در آثار هنریاش خود را نشان داد.
the symptoms manifested quickly after the infection.
علائم به سرعت پس از عفونت ظاهر شدند.
his anger manifested during the meeting.
خشم او در طول جلسه بروز کرد.
joy manifested in her smile.
شادی در لبخند او نمایان شد.
the changes manifested over time.
تغییرات در طول زمان ظاهر شدند.
her dedication manifested in her hard work.
تعهد او در تلاشهای سختش خود را نشان داد.
the problem manifested itself in various ways.
مشکل به روشهای مختلف خود را نشان داد.
his skills manifested through his performances.
مهارتهای او از طریق اجراهایش آشکار شد.
fear manifested in his body language.
ترس در زبان بدن او نمایان شد.
the vision manifested as a clear plan.
چشمانداز به عنوان یک برنامه واضح ظاهر شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید