materialized

[ایالات متحده]/məˈtɪəriəlaɪzd/
[بریتانیا]/məˈtɪriəˌlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. واقعی یا عینی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

materialized dreams

رویاهای ملموس

materialized vision

چشم انداز ملموس

materialized plans

برنامه‌های ملموس

materialized ideas

ایده‌های ملموس

materialized goals

اهداف ملموس

materialized opportunities

فرصت‌های ملموس

materialized concepts

مفاهیم ملموس

materialized potential

ظرفیت بالقوه ملموس

materialized success

موفقیت ملموس

materialized outcomes

نتایج ملموس

جملات نمونه

her dreams finally materialized into reality.

رویاهای او سرانجام به واقعیت تبدیل شدند.

the project materialized after years of planning.

این پروژه پس از سال‌ها برنامه‌ریزی متبلور شد.

his ideas materialized into a successful business.

ایده‌های او به یک کسب و کار موفقیت‌آمیز تبدیل شدند.

the vision for a better future materialized in the community.

چشم‌انداز آینده‌ای بهتر در جامعه متبلور شد.

the plans materialized just in time for the event.

طرح‌ها درست به موقع برای رویداد متبلور شدند.

her passion for art materialized through her paintings.

اشتیاق او به هنر از طریق نقاشی‌هایش متبلور شد.

the concept materialized into a fully functional prototype.

این مفهوم به یک نمونه اولیه کاملاً کاربردی تبدیل شد.

his hard work materialized in the form of a promotion.

تلاش‌های سخت او به شکل ارتقا متبلور شد.

the collaboration materialized after several discussions.

همکاری پس از بحث‌های متعددی متبلور شد.

the fantasy world materialized in the latest movie.

جهان فانتزی در آخرین فیلم متبلور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید