arse

[ایالات متحده]/ɑ:s/
[بریتانیا]/ɑrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشیمنگاه; احمق; نادان
vi. [Brit. slang] بیکار گشتن

عبارات و ترکیب‌ها

kick someone's arse

ضربه زدن به کسی

tight arse

سفت مزاج

arse over tit

بی‌منطق

arse-kisser

چوس‌باز

جملات نمونه

An appointment at the dentist my arse! She’s gone shopping!

قرار ملاقات در دندانپزشکی، چه کنم! او رفته خرید!

Don’t ask him to organize things! He doesn’t know his arse from his elbow!

از او نخواهید که کارها را سازماندهی کند! او نمی‌داند کدام طرف است!

He fell on his arse while trying to impress the girl.

وقتی داشت سعی می‌کرد دختر را تحت تاثیر قرار دهد، روی باسنش افتاد.

Stop being such an arse and apologize!

دیگر مثل اینطور رفتار نکن و معذرت خواهی کن!

I can't believe he's still kissing the boss's arse.

نمی‌توانم باور کنم که هنوز دارد به دنبال چاپ زدن رئیس می‌رود.

She kicked him in the arse for being rude.

به خاطر بی احترامی، او را در باسنش لگد زد.

He's always talking out of his arse.

او همیشه دارد حرف‌های بی‌ربط می‌زند.

I need to get off my arse and start working out.

من باید از حال بی‌حرکتی بیرون بیایم و شروع به ورزش کنم.

The new boss is a pain in the arse.

رئیس جدید یک دردسر است.

He's been sitting on his arse all day.

او تمام روز روی باسنش نشسته است.

You need to pull your arse into gear and get this done.

شما باید خودتان را جمع کنید و این کار را انجام دهید.

I'm tired of his smart-arse comments.

من از حرف‌های باهوش و بی‌ادبانه او خسته شده ام.

نمونه‌های واقعی

You don't have to be an arse! .

شما نیازی نیست که فردی بی‌ادب باشید!

منبع: Before I Met You Selected

You don't pronounce the arse out at the end.

شما آن کلمه را در انتهای جمله تلفظ نمی‌کنید.

منبع: Grandpa and Grandma's Pronunciation Class

That smart arse was just trying to look good in front of the boss.

آن فرد باهوش فقط سعی می‌کرد جلوی رئیس خوب به نظر برسد.

منبع: Emma's delicious English

Now this is not quite as negative as cheapskate and tight arse.

حالا اینقدر هم منفی نیست به اندازه خسیس و فرد خسیس.

منبع: Emma's delicious English

So, the word " arse" is not that bad if you're in a comfortable office environment.

بنابراین، کلمه "arse" آنقدرها هم بد نیست اگر در یک محیط اداری راحت باشید.

منبع: Elliot teaches British English.

If you're talking to your boss, maybe don't use the word " arse" or other words.

اگر با رئیس خود صحبت می‌کنید، شاید از کلمه «arse» یا کلمات دیگر استفاده نکنید.

منبع: Elliot teaches British English.

Not enough for cloth to make britches. So you'll have to go around with your arse in the air.

برای پارچه کافی نیست که شلوار بدوزد. بنابراین باید با مقصده‌تان در هوا بچرخید.

منبع: The Power of Art - Michelangelo da Caravaggio

After that I couldn't be arsed making friends.

بعد از آن حوصله نداشتم دوست پیدا کنم.

منبع: After You (Me Before You #2)

I won't mention your name, if you really want to be an arse about it.

اگر واقعاً می‌خواهید در این مورد بی‌ادب باشید، نام شما را نمی‌گویم.

منبع: Me Before You

But in my defence, Clark, I was an arse.

اما به دفاع از خودم، کلارک، من یک فرد بی‌ادب بودم.

منبع: Me Before You

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید