assign

[ایالات متحده]/əˈsaɪn/
[بریتانیا]/əˈsaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تخصیص دادن; منصوب کردن; مشخص کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

assign a task

انتصاب یک وظیفه

assign a role

انتصاب یک نقش

assign a project

انتصاب یک پروژه

assign a deadline

تعیین مهلت

assign a team

انتصاب یک تیم

assign a duty

انتصاب یک وظیفه

assign a job

انتصاب یک شغل

assign a supervisor

انتصاب یک ناظر

assign work

سپردن کار

assign a value

انتصاب یک ارزش

جملات نمونه

assign property to another

اختصاص دادن ویژگی به دیگری

be assigned to a new post

به یک پست جدید منصوب شود

assign one's f ailure to idleness

شکست خود را به تنبلی نسبت دهد

It is possible to assign an exact date to this building.

امکان دارد که تاریخ دقیقی به این ساختمان نسبت داد.

The antique is assigned to the eleventh Century.

این عتیقهه به قرن یازدهم نسبت داده می‌شود.

money earmarked for a vacation. See also Synonyms at assign

پول تعیین شده برای یک تعطیلات. همچنین به مترادف ها در assign مراجعه کنید

allotted 20 minutes to each speaker.See Synonyms at assign

20 دقیقه به هر سخنران اختصاص داده شد. به مترادف ها در assign مراجعه کنید.

Congress had assigned the task to the agency.

کنگره این وظیفه را به سازمان محول کرده بود.

she has been assigned to a new job.

او به یک شغل جدید منصوب شده است.

it is difficult to decide whether to assign the victory to Godwin.

تصمیم گیری در مورد اینکه آیا پیروزی را به گودوین نسبت دهیم دشوار است.

they will ask you to assign your rights against the airline.

از شما خواهند خواست حقوق خود را در برابر شرکت هواپیمایی تعیین کنید.

The hardest work was assigned to the strongest laborers.

سخت ترین کار به سخت کوشان محول شد.

a U.S. diplomat assigned to the embassy in London

یک دیپلمات آمریکایی که به سفارت در لندن منصوب شده است

did the assigned work and then some.

کارهای محول شده را انجام داد و حتی بیشتر.

The monitor was assigned to take notes for the meeting.

به ناظر وظیفه یادداشت برداری برای جلسه محول شد.

The two governments assigned a day for the next negotiation.

دو دولت روزی را برای مذاکرات بعدی تعیین کردند.

They have assigned me a small room.

یک اتاق کوچک به من اختصاص داده اند.

The captain assigned two soldiers to guard the gate.

سربازان دو نفر برای محافظت از دروازه به کاپیتان محول شدند.

A different policeman has been assigned to the case.

یک افسر پلیس متفاوت به این پرونده منصوب شده است.

نمونه‌های واقعی

And you will be assigned a function.

شما یک وظیفه به شما اختصاص داده خواهد شد.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

One final assignment to prove your worth.

یک تکلیف نهایی برای اثبات شایستگی شما.

منبع: Selected Film and Television News

The investigators did not assign blame for the crash.

محققان مسئولیت سانحه را به کسی نسبت ندادند.

منبع: VOA Special October 2015 Collection

This is not your office. It hasn't been assigned yet.

این دفتر شما نیست. هنوز به شما اختصاص داده نشده است.

منبع: The Big Bang Theory Season 5

Each group has been assigned one in advance.

هر گروه از قبل یکی دریافت کرده است.

منبع: Wall Street Journal

What number would you assign to his abilities?

چه شماره ای به توانایی های او اختصاص می دهید؟

منبع: CNN Listening Collection July 2013

Oh, you forgot to assign us homework!

اوه، شما فراموش کردید تکالیف را به ما اختصاص دهید!

منبع: 2017 Hot Selected Compilation

One or two would be assigned to a group of soldiers.

یک یا دو نفر به گروهی از سربازان اختصاص داده می شد.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

It describes an experiment in which volunteers are assigned to teams.

این یک آزمایش را توصیف می کند که در آن داوطلبان به تیم ها اختصاص داده می شوند.

منبع: The Economist (Summary)

The trained cadets have been assigned to their places of duty.

نیروی دریایی آموزش دیده به مکان های وظیفه خود اختصاص داده شده است.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید