attributing

[ایالات متحده]/əˈtrɪbjuːtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈtrɪbjʊtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نسبت دادن، واگذار کردن، اعتبار دادن؛ به چیزی به عنوان ناشی از شخص یا چیزی دیگر نگاه کردن؛ به کسی یا چیزی اعتبار دادن برای چیزی

جملات نمونه

attributing success to hard work is essential.

تأکید بر اهمیت نسبت دادن موفقیت به تلاش زیاد ضروری است.

she is attributing her achievements to her supportive family.

او موفقیت‌های خود را به خانواده‌اش نسبت می‌دهد.

attributing blame to others won't solve the problem.

نسبت دادن تقصیر به دیگران مشکل را حل نخواهد کرد.

he is attributing his health issues to poor diet.

او مشکلات سلامتی خود را به رژیم غذایی نامناسب نسبت می‌دهد.

attributing the failure to lack of preparation is common.

نسبت دادن شکست به کمبود آمادگی رایج است.

the researcher is attributing the findings to recent studies.

محقق نتایج را به مطالعات اخیر نسبت می‌دهد.

attributing your feelings to past experiences can be helpful.

نسبت دادن احساسات خود به تجربیات گذشته می‌تواند مفید باشد.

they are attributing the increase in sales to effective marketing.

آنها افزایش فروش را به بازاریابی موثر نسبت می‌دهند.

attributing your success to teamwork shows humility.

نسبت دادن موفقیت خود به کار گروهی نشان‌دهنده تواضع است.

she is attributing her artistic talent to her upbringing.

او استعداد هنری خود را به تربیت خود نسبت می‌دهد.

the researchers are attributing the increase in temperature to climate change.

محققان افزایش دما را به تغییرات آب و هوایی نسبت می‌دهند.

she is attributing her success to hard work and perseverance.

او موفقیت خود را به تلاش زیاد و پشتکار نسبت می‌دهد.

attributing blame to others is not a solution.

نسبت دادن تقصیر به دیگران راه حلی نیست.

the author is attributing the novel's themes to personal experiences.

نویسنده مضامین رمان را به تجربیات شخصی نسبت می‌دهد.

scientists are attributing the phenomenon to a rare cosmic event.

دانشمندان این پدیده را به یک رویداد کیهانی نادر نسبت می‌دهند.

he is attributing his recent illness to stress and lack of sleep.

او بیماری اخیر خود را به استرس و کمبود خواب نسبت می‌دهد.

attributing success to teamwork can motivate everyone.

نسبت دادن موفقیت به کار گروهی می‌تواند همه را با انگیزه کند.

the teacher is attributing the student's improvement to extra practice.

معلم پیشرفت دانش‌آموز را به تمرین بیشتر نسبت می‌دهد.

attributing the error to a software bug helped resolve the issue quickly.

نسبت دادن خطا به یک اشکال نرم افزاری به حل سریع مشکل کمک کرد.

they are attributing the decline in sales to increased competition.

آنها کاهش فروش را به افزایش رقابت نسبت می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید